ساز تنهایی
مرداب به رود گفت :
چه کردی که زلالی ؟
رود گفت :
گذشتم . . .
 
 
 
 
پ ن :
1- دوستان درد نامه زیر کاملا خصوصی است و رمزش با رمز بقیه پست های وبلاگ متفاوت است بنابر این در خواست رمز نفرمایید !!
 
2- از این پس ان شائ الله در صورتی که در قید حیات باشم .شگرد های جنگ نرم زیر شاخه سیاسی و زیر مجموعه خدشه در مشروعیت رو ادامه میدم ....
 
بسم الله الرحمن الرحیم :
 
 

یکی از شگرد های جنگ نرم ....شگرد های سیاسی است ...از جمله این شگرد های سیاسی خدشه وارد کردن به مشروعیت حاکمیت اسلامی است ...

در اینجا به بیان مشروعیت حاکمیت اسلامی از منظر امام خمینی (ره) می پردازیم ...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ٥:٠۳ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
می گن خاک  پاک کننده است؛
و خون شهید از آب باران هم پاک کننده تر؛
و فکه؛  خاک و خونی است که ممزوج شده 
و خدا می دونه تو  این  کثیفی و نا پاکی ها بهش نیاز دارم ... 
الهم ارزقنا
 
 
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]

 

فردا کنکور ارشد ....

دعا کنید....نخوانده قبول شویم .....

در دعا بعد زمان معنی نداره ...

دعا بفرماییددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد!!

"ایکون ستوده پشیمون از درس نخوندن "

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]


“دوکوهه آنجاست که بر نفست غلبه کنی،

پس نیاور آن روز را که، کسانی که تا به حال دوکوهه را
ندیده‌اند ،  دوکوهه‌ها داشته باشند و تو ..

فقط یاد و خاطره‌ی آنجا
را…”

 

 

..................................

حالا که سال دارد دوباره به آخر می رسد ،دوباره فکر می
کنم به عازم شدن ، به اذن گرفتن !!

 

پ ن:

حال و روزم  دیدنیه ...یه هفته مونده به کنکور کلا قاطی کردم باید بشینم با خودم ببینم چند چندم؟؟

همچی بد قاطی کردم در حد تیم ملی....


2- ادامه مطلب ..."تلخ خند ""نقد ازدواج دانشجویی بسیجیان علامه و تفکیک جنسیتی "


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]

دلم برای بوی غربت مدینه تنگ شده ....

مدینه خیلی غریبه ..خیلی....

...

 

 

 

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟
به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عن قریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۱ ] [ ۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]

 

 

قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند

به جرم پا به پای عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند

مرا از خلوتم بیرون کشیدند چه بی پروا حضورم را شکستند

تمنا در نگاهم موج می زد

ولی رویای دورم را شکستند .

........

 

چه عنوان خوبی...درد نوشت !!!!!!!!!!!

 

 

 پ ن :

آدمهای ساده را دوست دارم، همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند، همان ها که برای همه لبخند دارند، همان ها که همیشه هستند برای همه هستند، آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد، آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب " آدمی " میدهند

 

1-یک وقت هایی آنقدر تلاش می کنی نباشی،
آنقدر از شکلی که دیگران دوست دارند تو باشی، ایراد می گیری که می رسی به آنجا که دیگر واقعاً نیستی؛
می رسی به آنجا که دیگران هم نمی بینندت؛
تن می دهند به نبودنت.
یک وقت هایی، می بینی که داری گم می شوی؛
می بینی که حافظه ها کم کم تو را و بودنت را به یاد نمی آورند؛ بی آنکه حس کنند چیزی کم دارند…

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]

بعضی از خشک‌سالی‌ها با یک باران
بهاری هم از بین می‌روند و دوباره چشمه‌ها می‌جوشد. بعضی خشک‌سالی‌ها باید چند باری
از این باران‌های خوب زمستانی بزند و بعضی دیگر به چند تا برف هم نیاز دارند. اما
بعضی خشک‌سالی‌هاست که باید چندین سال هی باران ببارد و ببارد و ببارد. دل‌م
سال‌هاست دچار این خشک‌سالی‌ست...

سیاه مشق

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ۸:۳٦ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ٧:٤۱ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]

 

 

یادت، بی بهانه می‌آید. اصل‍‌اً، حساب و کتاب ندارد. اصول‍‌اً دل‌تنگی حساب و کتاب
ندارد، خصوص‍‌اً اگر دل‌ت، هوای بهشتِ مشهد بزند به سرش و گوشه‌ی صحن قدس و بوی اشک
و بوی تو...

...اقا دارم میرم حرم برادرتون..

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٧ ] [ ٥:٤٦ ‎ق.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/۱۱/٦ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب