ساز تنهایی

قلبی شکسته دارم و

 

 آهی شکسته تر

آه.

آه! ای خدا!

کبوتری است اینجا

شکسته بال و پر .

میان ازدهام کینه ها

در اوج آسمان

غریب شد غزل

غزل شهیدتر.

شمیم شهر

شیون شن شد

شبی که مرغ خسته بود

قفس نبود لانه اش اما

حیف بود

 بسته بال و پر.

حکیم گفت حرفی

اینجا کسی حریف حیف ها نمی شود

دردم میان دردها

سر و گردنی دارد

که انگار

شعر امام خامنه خسته تر .

آخر

نگاه محبتت ای امام عاطفه ها

تسکین دل من است

یا دل ریش تر.

...
 
 
 
 آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...
 
 
............
یاعلیییییییییییییییییییییییییی
........
پ ن :به این فکر افتادم که باز هم هدفدار بنویسم اینجا ...مدتی وبد سرم خیلی شلوغ بود و هست ....اگر عمری بود سعی میکنم تحقق پیدا کنه
دوستان برام به شدت دعا کنید که محتاج دعاتون هستم ....
تو این شبا منو از یاد نبرین دعا کنید دستمو بگیرن و خودشون منو ببرن اونجایی که باید ....
ادم هایی از جنس شما باید برا ادمایی زا جنس ما دعا کنند فقط به گیر و گرفتن که نباید ختم شه ....
التماس دعا
بهشتی باشید
[ ۱۳٩٠/٥/٢۸ ] [ ٥:٤٩ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب