ساز تنهایی

بسم رب الشهدا والصدیقین

اللهم عجل لولیک الفرج

 

یکی از مسائل مهمی که شاید به کرات این روز ها مورد بررسی و مطرح شدن قرار گرفته موضوع جنگ نرم است ..اینکه ما چگونه و با چه دیدی و از چه جناحی به این مسئله نگاه کنیم خیلی مهم است اما بیشترین موضوعی که بمظر من باید مورد توجه قرار بگیره موضوع تربیت نسل آِینده ماست این جنگ نرم برای از بین بردن بنیان های خانواده ها و نسل ما تلاش های زیاید ویکند و از شگرد هایی زیر ساختی استفاده میکند .بنابر این ما باید مراقب این بازی باشیم و در جنگ رو در رویی که هم اکنون شروع کردیم بنیاد خانواده و بحث آموزش را چه در مورد آموزه های مذهبی و اعتقادی و چه در مورد شگرد های جنگی فراموش نکنیم و این راه ها را به نسل های بعدی مان نشان دهیم ...

ازجمله شگرد های فرهنگی که در این جنگ در حال رخداد است :

- آموزش و پروش

- آموزش زبان انگلیسی

- الگو سازی فرهنگی

- تغییر در سبک زندگی

- تخریب فرهنگ اسلامی است

هر کدام از این شگرد ها زیر مجموعه ای دارد که از این پس سعی در تبیین آن ها با مراجعه به منابع و سخنرانی های موجود خواهم داشت .

- آموزش و پرورش

*سو استفاده از تشکل های دانشجویی در جهت بر اندازی نرم

* نقش معلم در تربیت و زندگی انسان

*ضرورت های باز نگری در آموزش و پرورش

 

+ وبلاگ خیر الفاتحین بروز است:

http://mahdiiyaran.persianblog.ir/

+ کم کم دارن سفره ی رمضان رو هم جمع میکنند بعد از رجب و شعبان امیدمون به این ماه مهمانی خدا بود .ازتون میخام برای من خیلی خیلی دعا کنید

بهشتی باشید

یاعلی

به ادامه مطلب توجه فرمایید :


سوء استفاده از تشکل های دانشجویی در جهت براندازی نرم

حضرت امام خمینی (ره) : «بالاترین چیزی که دشمنان کشورهای مستضعف و کشور اسلامی انگشت رویش  گذاشته اند، دانشگاه است. برای اینکه آنها خوب می دانند که اگر دانشگاه در خدمت آنها باشد، یعنی همه کشور در خدمت آنهاست. دانشگاه است که امور کشور را اداره می کند. دانشگاه است که نسل آینده و حاضر را تربیت می کند و اگر چنانچه دانشگاه در اختیار چپاولگرهای شرق و غرب باشد، کشور نیز در اختیار آنهاست.»

هم چنین مقام معظم رهبری می فرمایند : «در آینده ای نه چندان دور، در بین اسناد محرمانه دستگاه های جاسوسی خواهید یافت و خواهید خواند که عوامل دشمن روی دانشگاه های ما چگونه کار می کنند. دشمن خیلی فعال است چون اهمیت دانشگاه را می داند. »

در این مقاله سعی می شود تا با ارئه مستندات موجود، به نقشی که از سوی دستگاه استکبار جهانی و استحاله طلبان داخلی برای دانشجویان ایرانی در جهت براندازی نرم نظام درنظر گرفته شده است، پرداخته و به مصداق های آن نیز اشاره گردد.

ناگفته پیداست که بدخواهان غوغازیست هستند و بروز تحرکات چند ساله این جریان ها نیز نشانگر حرکت آنان بر مدار "رادیکالیسم بی منطق " است.

دانشجویان در پژوهش بنگاه رند – وابسته به پنتاگون-

یکی از مؤسساتی که در امریکا عهدهدار نظریهپردازی در زمینه مبارزه با اسلام است، مؤسسه رند میباشد. ‌پژوهشگران این مؤسسه که به عنوان مرکز سیاست عمومی خاورمیانه (RAND Center for Middle East (Public Policy معرفی شده است، در پی یافتن راه هایی برای ایجاد تغییرات اساسی در کشورهای خاورمیانه (و به خصوص مسلمان) از طریق به راه ‌انداختن تحولات اجتماعی و فرهنگی در سطح جامعه هستند که نام «سیاست عمومی» به همین هدف اشاره دارد.

چهار نفر از این محققان در سال 2007 کتابی را منتشر کردند به ‌نام «ایجاد شبکه هایی از مسلمانان میانه رو» (Building Moderate Muslim Networks). این تحقیق 10 فصلی، با بودجه بنیاد اسمیت ریچاردسون (Smith Richardson Foundation) انجام شده است. این بنیاد که برژینسکی در راس هیأت امنای آن است، مربوط به یکی از ثروتمندترین خانوادههای امریکاست که پشتیبانی مالی مؤسسات محافظهکاران را برعهده دارد؛ مؤسساتی همچون مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل، مؤسسه اقدام امریکایی، مؤسسه بروکینگز، شرکت رند، خانه آزادی، و شورای روابط خارجی.

این کتاب در حقیقت نقشه راه براندازی نرم در کشورهای مسلمان خاورمیانه است.

نگاه کلی نویسندگان آن است که ایالات متحده برای مقابله با تهدید جوامع اسلامی باید همچون دوران جنگ سرد به شبکه سازی از عناصر میانه رو روی آورد.

این پژوهش در ابتدا به بررسی تجربه امریکا در دوران جنگ سرد پرداخته و آن را با وضعیت فعلی جهان اسلام مورد مقایسه قرار داده است.

در این پژوهش آمده است که یکی از گروه ها و نهادهای مورد توجه امریکا در شبکه سازی علیه کمونیسم بلوک شرق، سازمان ها و نهادهای دانشجویی نیز بوده اند. در واقع اقدامات امریکا در حمایت از گروه های جوان بویژه دانشجویان در مقابل تلاش های شوروی در سازماندهی و جذب جوانان در قالب سازمان های گوناگون انجام می شد. امریکا در تلاش بود تا با ایجاد نهادهایی همچون فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک و اتحادیه بین الملل دانشجویان -که به ظاهر توسط سازمان ملل ایجاد شده بودند – جوانان را از آفریقا، آسیا و اروپا برای فعالیت های گوناگون خود جذب کند.

تمامی بودجه مورد نظر برای چنین فعالیت هایی چه برای برگزاری کنفرانس های متعدد و چه برای سازماندهی گروه های دانشجویی توسط دولت امریکا تأمین می شد و مقام های امریکایی بودند که مشخص می کردند بودجه موردنظر چگونه باید صرف شود.

نویسندگان این پروژه تأکید می کنند، درس هایی که ایالات متحده از تجربه دوران جنگ سرد فراگرفته است می تواند در ایجاد شبکه های دموکراسی طلب در جهان اسلام مؤثر باشد. برخی از مهم ترین این تجارب عبارتند از :

تدافعی بودن اقدامات امریکا در شبکه سازی؛

حفظ اعتبار گروه های مورد حمایت از خارج و محرمانه باقی ماندن ارتباط آنها با دولت امریکا؛

<!--[چگونگی گسترش یک ائتلاف؛ به منظور گسترش شبکه های مورد حمایت امریکا، سازمان ها و گروه های مورد حمایت این شبکه ها به طیف گسترده ای از فعالان سیاسی اجازه ورود می دانند.

اجتناب از مداخله در موضوعات ایدئولوژیک داخلی.

در نهایت از دیدگاه نویسندگان این نوشتار، فعالیت های شبکه سازی امریکا و متحدان غربی اش بعنوان یکی از عوامل پیروزی بلوک غرب در جنگ سرد تلقی می شود.

به نظر نویسندگان این پژوهش، فعالیت های شبکه سازی گروه های میانه رو در جوامع مسلمان باید سه سطح را شامل شود :

تقویت شبکه های موجود؛

شناسایی شبکه های بالقوه و فراهم کردن زمینه رشد آنها؛

<!--پرورش شرایط و فضای تساهل مورد نیاز جهت رشد شبکه ها.

در این پژوهش آمده است که بخش مهمی از تلاش های امریکا برای شبکه سازی در کنار دیپلماسی عمومی و سیاست ارتباطات استراتژیک، شناسایی شرکاء و مخاطبان اصلی در جوامع موردنظر است.

براساس مباحث مطرح شده، یکی از شرکای عمده امریکا در جهان اسلام، دانشگاهیان و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار هستند. لیبرال ها به طور عمده به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی گرایش دارند، زیرا در آنجا می توانند افکار خود را بسط دهند. در صورتی که در نظر بگیریم شبکه های لیبرال و روشنفکران میانه رو در جهان اسلام وجود دارند، این بخش می تواند سنگ بنای اولیه شبکه ای بین المللی از مسلمانان میانه رو باشد.

این دسته که یکی از پنج گروه موردنظر ایالات متحده برای شبکه سازی در جهان اسلام هستند، باید حول برنامه های آموزشی زیر سازماندهی گردند :

<!--ارزش های دموکراتیک؛

<!--رسانه ها جهت پخش اطلاعات در سراسر جهان اسلام؛

<!--برابری جنسیتی؛

<!--هواداری سیاسی.

دانشجویان در جلسات اپوزیسیون و کارگزاران براندازی نرم

متأسفانه هرچه از سال های 64 و 65 به بعد، به سمت سال های پس از پایان جنگ می رویم، شاهد بسط و نفوذ یک جریان خطرناک انحرافی در دانشگاه ها و به تبع آن در جنبش دانشجویی هستیم. این جریان که در حقیقت یک جریان غربگرای نوین است، درصدد ترویج مفاهیم تمدن غرب همچون سکولاریزم، لیبرالیزم و پلورالیزم در قالب و ظاهری اسلامی می باشد.

این جریان در فاصله سال های 80-75، تحت تأثیر عوامل سیاسی خارج از جنبش دانشجویی و دانشگاه و با استفاده از شرایط سیاسی-اجتماعی جدید کشور، رشد کرد و در وقوع حوادثی همچون جریانات کوی دانشگاه تهران و آشوب های خیابانی آن سال ها، نقش فعالی داشت. از مشخصات این جریان، ایجاد تردید و شبهه افکنی در ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی و نفی موفقیت های انقلاب است که قصد بازگشت و ارتجاع به جریان روشنفکری نسل اولیه را دارد.

جرج سوروس؛ طراح و حامی مالی کودتاهای مخملی در کشورهای مختلف جهان، طی سخنانی در شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بین المللی ترامپ نیویورک و در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی امریکا ضمن بیان  اهداف مؤسسه تحت ریاستش اظهار داشت : "در ملاقاتی که روز سه شنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمی؛ رئیس جمهور سابق ایران داشتم، به او گفتم، آنان هنوز فاقد گروه های سازماندهی شده برای پشتیبانی از یک انقلاب براندازی هستند."

سوروس سپس به اظهارات خاتمی اشاره کرد و گفت : "خاتمی در این جلسه به من گفت که کلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و کمپیین های وابسته به جنبش های دانشجویی، کارگری و زنان است که باید خواسته های گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر در بسته خود به سطح معابر عمومی منتقل کنند."

اعترافات اپوزیسیون دانشجونما

استراتژیست های بحران زایی و اغتشاش آفرینی این جبهه، استفاده از پتانسیل دانشگاه ها را بهترین مجال برای فتنه افروزی در فضای امن اجتماعی دانسته و تنها راه برای امتیازگیری سیاسی از نظام را همین فرصت می دانند. اساساً بر همین مبنا جریان دوم خرداد تئوری فشار از پائین را از کانال دانشگاه تعریف نمود تا چانه زنی با قدرت را با هوچی گری و فشار اجتماعی آسان تر دنبال کند.

چندی پس از انتشار نشریات موهن چهارگانه دانشگاه امیرکبیر در سال 85، بابک زمانیان مسئول روابط عمومی انجمن منحل شده امیرکبیر به مسائلی اعتراف کرد که خود مؤید ارتباط تنگاتنگ برخی داعیان روشنفکری و سردمداران جنبش دانشجویی با بیگانگان بود. به گزارش کیهان، وی در اعترافات خود در بازداشتگاه نیروی انتظامی اعلام کرد که با عوامل سازمان منافقین در ارتباط بوده است.

وی هم چنین از مأموریت خود و اعضای طیف تحکیم وحدت برای انجام یک عملیات انتحاری در کشور و سپس انداختن مسئولیت آن به گردن نیروهای حزب اللهی خبر داد و اعلام کرد که این نقشه مؤسسه هیفوس هلند –سازمان اروپایی وابسته به دولت امریکا با مدیریت الیزابت چنی؛ فرزند دیگ چنی؛ معاون جرج بوش– با هدف ایجاد تشنج و برهم زدن فضای دانشگاه های ایران اجرا می شود.

عبداله مؤمنی؛ دبیر سابق تشکیلات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت در جلسه چهارم دادگاه متهمان اغتشاشات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، ضمن پذیرش اتهامات و غیرقابل دفاع دانستن کارنامه خود، در خصوص روند استحاله دفتر تحکیم و تغییر رویکرد این مجموعه از حرکت درون نظام به تقابل و خروج از نظام گفت: "عدول از اصول و فقدان مرزبندی شفاف و اصولی میان دفتر تحکیم وحدت با گروه های التقاطی و تأثیرپذیری از گروهک هایی چون منافقین و مارکسیست ها و جریانات اپوزیسیون داخلی موجب استحاله دفتر تحکیم وحدت شد."

این متهم به براندازی ادامه داد : "نقش آفرینی گروه های اصلاح طلب در فعالیت های دفتر تحکیم وحدت، استقلال این دفتر را مورد خدشه قرار داد و این تشکیلات به مناسب ترین محمل برای مخالفین و معاندین با نظام تبدیل شد و تغییر آرم دفتر که مزین به تصویر بنیانگذار جمهوری اسلامی بود آغازی برای انحراف مجموعه و رفتن به سوی مقابله با نظام شد."

وی از دیگر موارد استحاله دفتر تحکیم وحدت را استفاده ابزاری جریانات سیاسی داخل کشور از این تشکل غیرقانونی دانشجویی عنوان کرد و گفت : "نه تنها جریان ضدانقلاب بلکه اپوزیسیون داخل کشور نیز با هدف امتیازگیری از نظام برای رسیدن به قدرت اعمال فشار بر حاکمیت تلاش داشت از ظرفیت دانشجویی بهره ببرد که این مسئله را از طریق دفتر تحکیم وحدت پیگیری می کردند."

این چهره شاخص تشکل غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت با بیان اینکه اصلاح طلبان زمینه رادیکالیزه شدن تشکل متبوعش را فراهم کرده بودند، اظهار داشت : "تمرکز اصلاح طلبان روی دفتر تحکیم وحدت برای پیشبرد ایده فشار از پایین برای امکان چانه زنی و امتیازگیری در بالا صورت می گرفت که در جریان تحصن مجلس ششمی ها، اصلاح طلبان خواستار تحرکات دانشگاه ها برای فضاسازی علیه شورای نگهبان بودند."

(ع.م.ر) در خصوص سفر خود به آلمان برای آموزش براندازی نرم همراه با سه فعال دانشجویی دیگر توضیح داد : "با تعدادی از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم با هدف شرکت در کلاس های آموزشی به مدت یک هفته به آلمان رفتیم که همه هزینه آن توسط امریکا و تحت پوشش یک نهاد حقوق بشری تأمین شده بود."

دانشجویان در محافل داخلی تجدیدنظرطلبان افراطی

در دوره حاکمیت اصلاح طلبان، این پروژه در جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خودفروخته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاه های کشور نمایند. در پروژه ای که حلقه کیان طراحی نموده بود، مأموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالتخواهی، استکبارستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری در جهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه گذاری در آشوب های شبه دانشجویی 18 تیر 1378 خود را به خوبی نشان داد و عناصر فریب خورده ای چون علی افشاری، اکبر عطری، احمد باطبی، عبدالله مؤمنی، امیرعباس فخرآور، سعید رضوی فقیه و ... بعنوان پیشقراولان جنبش دانشجویی معرفی گردیدند.

اخیراً جلسه ای با حضور چندتن از اعضای اصلی حزب مشارکت، سازمان مجاهدین، حزب کارگزاران و اعتمادملی استان کهکیلویه و بویراحمد در منزل "ضیاءالدین ر.ت" دبیر سازمان مجاهدین این استان در شهر یاسوج برگزار شد.

در این جلسه مقرر می شود، اعضاء جهت خنثی سازی تأثیرات منفی اظهارات متهمین اغتشاشات اخیر بر افکار عمومی، تلاش ویژه ای را در مراکز علمی و دانشگاهی آغاز نمایند.

یکی دیگر از مصوبات این جلسه، حضور در جلسات عمومی و خصوصی دانشگاه ها و مراکز آموزشی و دانشگاهی جهت تخریب دولت دهم و کابینه جدید و تأکید دوباره بر عدم صحت و سلامت انتخابات است.

این در حالی است که چندی پیش میرحسین موسوی در جمعی که با حضور برخی از سران اصلاحات برگزار شده بود، با اعلام آمادگی برای حضور در دانشگاه ها، از دیگر دوستان خود نیز خواسته است تا با حضور در دانشگاه ها زمینه احیای این جریان را در جامعه فراهم آورند تا اصلاح طلبان بیش از این دانشگاه ها را از دست ندهند.

لذا این بار نیز دانشگاه نقطه کانونی هجمه رسانه ها قرار گرفته و ماحصل اتاق فکر آشوب طلبان سوار شدن دوباره بر دوش دانشگاهیان شده است. شاهد این مدعا بیانیه شاخه دانشجویی حزب در آستانه انحلال مشارکت است که در هفته اخیر منتشر شده و به صراحت بر ایجاد آشوب و اعتراض در دانشگاه ها تاکید و برای آن دستورالعمل صادر کرده است.

به گزارش فارس، اخبار موثقی نیز وجود دارد که پروژه التهاب آفرینی در دانشگاه ها با هدایت مستقیم گروهک خونریز رجوی که موضوع ارتباط سرپل های آنان با گروهک غیرقانونی علامه اخیراً افشا شده و در اعترافات متهمین نیز به آن تصریح گردید، توسط سرویس های اطلاعاتی کشورهای غربی دنبال می شود. در بخش هایی از طراحی صورت گرفته برای التهاب آفرینی بر تجمع پتانسیل اعتراضی گروهک های معارض بدون اعتنا به اختلاف های ایدئولوژیک آنان تاکید شده است. این همان تئوری است که بر پایه تئوری شبکه سازی موسسه اطلاعات عمومی خاورمیانه - ارگان مطالعاتی سازمان سیا در خاورمیانه - در بیانیه یازدهم میرحسین موسوی تصریح شده بود.

تمرکز بر اعتراضات صنفی نیز در صدر فهرست موضوعاتی است که قرار است با هدف همراه سازی عموم دانشجویان و از سوی گروه های تابلودار فوق الذکر در دانشگاه ها دنبال شود. بخش برجسته مدل طراحی شده برای ناامن سازی دانشگاه ها در سال جدید همراه سازی اساتید دانشگاه در اعتراضات است. این موضوع که در خرداد ماه نیز با فشارهای سیاسی و اغواگری گروه هایی نظیر انجمن اسلامی اساتید به سرکردگی افرادی نظیر نجفقلی حبیبی دنبال شد قرار است در قالبی مشخص تر در سال جدید تداوم یابد، اگر چه اطلاعات پنهان نشان دهنده آن است که عموم اساتید دانشگاه ها به شدت از این تحرکات ناراضی بوده و خواهان برخورد با طراحان آن هستند.

به گزارش فارس، گروهک غیرقانونی علامه دفتر تحکیم وحدت متولی سازماندهی اساتید مخالف برای راه اندازی این موج در دانشگاه هاست. اعتراض به وضعیت خوابگاه ها، کیفیت غذا، امور آموزشی در دانشگاه ها و تلاش برای گسترش دایره اعتراضات به سایر شهرستان ها نیز موضوعاتی است که در فرمول بهانه سازی های اعتراض آمیز و ناامن سازی دانشگاه ها قرار گرفته است.

در پایان می توان چنین جمع بندی نمود که تعامل برخی از دسته های دانشجویی با تجدیدنظرطلبان هواخواه لیبرالیسم و تئوریزه کردن مفاهیم و مباحث سکولاریستی و اومانیستی در دانشگاه ها، عملاً این تشکل ها را وادار به فاصله گرفتن از مؤلفه های شناخته شده جنبش اصیل دانشجویی – مانند آرمانگرایی، استکبار ستیزی، عدالت طلبی، ظلم ستیزی و عدم دنباله روی از احزاب و جریانات سیاسی- می کند.

از دیگرسو، با تحمیل کارکرد احساس گرایی و عمل گرایی افراطی به محیط های دانشجویی و وابسته ساختن برخی از آنها به احزاب تندرو، سعی می کنند تا این تشکل ها در نقش اهرم فشار از پایین استحاله طلبان ظاهر شوند. این فرآیند در کنار تلاش جریان های منحرف و مخالف نظام از جمله نهضت آزادی برای نفوذ در محیط های دانشجویی، بسط تفکر لیبرالی، یارگیری از درون دانشگاه ها و تحمیل اراده به برخی از دسته های دانشجویی، عملاً فضای سیاسی دانشگاه ها را به سوی رادیکالیزم سیاسی سوق می دهد. عناصر معاند داخلی با آگاهی از روند مذکور و برای بهره گیری از عوامل نفوذی خود برآنند تا رادیکالیسم ایجاد کرده در مراکز دانشگاهی را به سوی اجرای نافرمانی مدنی و عبور از حاکمیت سوق دهند.

فاطمه مرسلی

منبع : www.nahadtmu.ir

[ ۱۳٩٠/٦/٤ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب