ساز تنهایی

 

                                   

خواجه دشوار پسند است و مرا روی سیاه

ترسم از نوکری خویش رهایم سازد

...........

فعلا دلتنگم ...هیچ عکسی بدلم نشست ...جز همون کبوتراییی که چن پست قبلم گذاشتم ....

 

یکشب دلم بهانه کرببلا گرفت

قلبم شکست و دور و برش را خدا گرفت

 

پس پا شدم به نیت روضه ،که ناگهان

دیدم بهشت آمد و دست مرا گرفت

 

ای زائری که می روی آهسته تر برو!

شوق غم حسین ،مرا هم فرا گرفت

............

به یک معرفت عمیق نیازمندیم ...از یابنده خواهشمند است هرچه سریع تر ..آن را به این جانب برساند...

خیلی دلم برای محرم تنگ شده ...

حالا این ماه شعبان و رمضان که جای خود دارد ...

.......

همه حکمت یه طرف..

حرمش یه طرف ...

اونقدر دلم میخاد باز برم حرم..

برم بمونماااااااااا

به حس ارامشش نیازمندم ..

هم اونجا هم مشهد..

خدایی اگه پایه داشتم میرفتم مشهد میموندم ...برو بچز کسی نمیاد ارشد مشهد بزنه با هم بریم مشهد بمونیم ؟؟!!!

((ستاد از راه بدر کردن بچه های مردم نیشخند))

[ ۱۳٩٠/٦/۱٦ ] [ ٦:۳٢ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب