ساز تنهایی

               

                                   

آیا ندیدی که خداوند

 ابرهایی را به آرامی می راند

 سپس میان آنها پیوند می دهد و بعد آن را متراکم می سازد

در این حال دانه های باران را می بینی که از لابه لای آن خارج

 می شود

و از آسمان از کوههایی که در آن است

 (ابرهایی که همچون کوهها انباشته شده اند )

دانه های تگرگ نازل می کند و هرکس را بخواهد

 بوسیله آن زیان می رساند و از هر کس بخواهد

 این زیان را برطرف می کند  نزدیک است

 درخشندگی برق آن ابرهاچشمها را ببرد

[ ۱۳۸٩/٥/۱٢ ] [ ٦:٥۳ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب