ساز تنهایی

محرم.امام حسین.ضربان قلب. سینه زنی.عزاداری.فتح خون.آوینی

 

آماده می شوم که فراهم کنی مرا

خرج عزای ماه محرم کنی مرا

 

آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده

تا در صفوف نوحه منظم کنی مرا

 

فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "

اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا

 

پ ن : دلم عجیب گرفته

برام خیلی دعا کنید

بهشتی باشید

......................

پ ن :

پی نوشت رو بخاطر صحبت استادم حذف کردم ...

پ ن 2-

توجه توجه ...

بانوان عزیز کربلایی ......

دوستای گلم در دومین برنامه دوره ای بانوان کاروان کربلا تصمیم بر این شد که هفته اینده جمعه مصادف با شهادت امام  جواد (ع) به قم برویم ..

حرکت روز 5 شنبه ساعت 16 و بازگشت ...روز جمعه بعد زا نهار و نماز ...

بچه های حکمت و دوستانی که مایل به شر کت در این دوره ها هستند ...

میتونن با من تماس بگیرند...

منتظر دیدارتون هستیم ..

بهشتی باشید ..

..........

واقعا از دوستی با بچه های تحول خوشحالم ...میشه تجلی ایمان رو در تک تک رفتاراشون حس کرد ...کاش یکم دخترای دانشگاه و بسیج ما با این ها همنشین میشدن ...


ایمان زدائى و ایجاد شک یکى از ابزارهاى تهاجم فرهنگى

پس از انقلاب دستهایى در کار است و با شیوه هایى تلاش مى کنند که مردم را به شک بیندازد. در دانشگاههاى ما، به روشهاى گوناگون به این کار همت گمارده اند؛ مثلا، سخنرانى مى شود «اندر فواید جهل» یا در این باره که «انسانى که شک ندارد جاهل است».

هیچ راهى براى آمریکا و ابرقدرتها بهتر از این نیست که بدون جنگ و کشتار، و بدون اینکه پولى خرج کنند و حساسیتى ایجاد نمایند، ایمان را از دلهاى مردم بدزدند و بزدایند. این کار به سادگى انجام مى شود: با سخنرانیهاى علمى، کتابهاى فلسفى، فیلمها، نمایشنامه ها و چیزهایى از

﴿ صفحه 96﴾

این قبیل به نام پیشرفت علم، ترقى فرهنگ، فلسفه هاى نوین و... هیچ راهى بهتر و موفق تر از این وجود ندارد.

ایجاد شک در مردم زحمتى ندارد. در مَثَل است که «یک دیوانه سنگى را در چاه مى اندازد که چهل عاقل نمى توانند آن را در آورند.» ایجاد شک مشکل نیست و سرمایه ایمانى را که صدها سال روى آن کار شده تا در دلهاى مردم رسوخ پیدا کرده است، فرهنگى را که حاصل تلاشهاى چند قرن یک ملت است به راحتى از بین مى برند.

مردم انقلابى ما به یکباره ساخته نشده اند، صدها سال این حسینیه ها و حسین حسین گفتن ها آنها را ساخته است وگرنه بى جهت عاشق کربلا نمى شدند. این کارها دو روزه انجام نمى شود. اینها با آموزشهایى که در طول قرنها با تدبیر الهى، که آن تدبیر را نیز خود ائمه اطهار(علیهم السلام) به ما یاد داده اند بوجود آمده است. دشمنان با ایجاد یک شک دو روزه آن را به باد مى دهند و بسیارى از افراد هم به به و چه چه مى کنند که «بله، آقا اینها افکارى نو است و ما نباید بیش از حد در لاک خود فرو رویم، بلکه باید ببینیم که دانشمندان غربى چه گفته اند. غرب جغرافیایى که گناهى نکرده است. مگر غرب اینهمه دانشمندان بزرگ به جامعه تقدیم نکرده است؟»

ما با غرب و علم غربى و صنعت غربى و غرب جغرافیایى مخالف نیستیم، بلکه با این فرهنگى که نمونه هاى آن را ذکر کردیم مخالفیم. اکنون دانشمندان سرشناس غربى از مهاجرین شرقى هستند.

در کشور آلمان، بسیارى از خانواده هاى ازدواج خود را ثبت نمى کنند و به شهردارى مى گویند که بچه ما حرام زاده است، تا از پول شهردارى استفاده کنند؛ چون در آن جا شهردارى به کسى که بچه حرام زاده را نگهدارى کند ماهیانه پول مى دهد. بنابر این، پدر و مادر ازدواج خود را

﴿ صفحه 97﴾

نامشروع جلوه مى دهند و بچه خود را حرام زاده معرفى مى کنند تا از دولت پول بگیرند. با این حساب چقدر بچه حرام زاده وجود دارد؟ الى ما شاءالله. آیا مى توان توقع داشت که از بین این بچه ها «انیشتین» بوجود بیاید؟ این یک نمونه از فرهنگ غربى است.

دیپلمه هاى اروپا و آمریکا به اندازه دانش آموزان دوره راهنمایى ما سواد ندارند و چهار عمل اصلى را بلد نیستند.

اگر ماشین حساب نداشته باشند یک عمل ساده ریاضى را نمى توانند انجام دهند. آن زمانى که مغزهاى متفکر مى پروراندند گذشت. امروز دانشمندانى که در اروپا و آمریکا هستند غالباً از کشورهاى شرقى هستند. از استادان و جامعه فرهنگى کشور مى خواهم که این مطالب را با دقت مورد مطالعه قرار دهند.

اخیراً یکى از مسؤولین دفتر نمایندگى ایران در سازمان ملل مى گفت: «ما آمار گرفته ایم، تعداد استادان ایرانى که فقط در آمریکا تدریس مى کنند، از تعداد کل استادانى که در همه ایران تدریس مى کنند بیشتر است. آنها که در کشور کانادا، کشورهاى اروپایى و سایر کشورها کار مى کنند جزو این دسته نیستند.

حدود دو، سه سال پیش نخست وزیر کانادا رسماً اعلام کرد که کشور ایران سى و پنج هزار متخصص در کانادا دارد. که اگر آنها بروند با صرف میلیاردها دلار نمى توان جاى آنها را پر کرد. معاون وزیر اقتصاد کانادا یک فرد ایرانى است. حتى بعضى از دانشمندان بزرگى که در صنایع محرمانه جنگى آمریکا (ناسا) کار مى کنند ایرانى هستند. نباید تصور شود که آنها تافته اى جدا بافته هستند، آنها فرزندان ما هستند که به آنجا رفته اند و تحت تأثیر تشویقهایى که از آنها کرده اند، همانجا مانده اند و به محیط عادت کرده اند. البته اکنون

﴿ صفحه 98﴾

بسیارى از آنها پشیمان شده اند و مایلند که به ایران بازگردند.

برخى از استادان درجه یک، که در کشورهاى غربى افتخاراتى داشته اند، در کنفرانسى که چندى پیش در «فیلادلفیا» برگزار شد به خود بنده گفتند: ما از اینکه در اینجا هستیم بسیار پشیمانیم؛ از روز اول هم که به اینجا آمدیم آرزو مى کردیم که بتوانیم به ایران باز گردیم ولى متأسفانه بچه هاى ما در این کشورها عروس و داماد شده اند و نمى توانیم آنها را رها کنیم.

اگر ما نیز زحمت بکشیم و درس بخوانیم و اعتماد به نفس داشته باشیم مى توانیم مانند آنها باشیم. باید باور داشته باشیم که ما موجب پیشرفت و گردش کار آنها هستیم و نفت و مغزهاى متفکر ماست که آنها را سرپا نگه داشته است.

امیدواریم خداى متعال که، با لطف و عنایت خود ما را موفق داشت که در این جهان آشفته و در این طوفان عظیم انسانى، توانستیم گلیم خود را از آب بکشیم و کشورى مستقل و آزاد بوجود آوریم و چنین انقلابى را سامان دهیم تا براى سایر کشورها سرمشقى باشد، احسان خود را بر ما تمام کند و بر بینش و معرفت ما بیفزاید؛ ایمان ما را نسبت به اسلام و معارف اسلامى و ارزشهاى آن بیشتر کند و درجات امام راحل را روز به روز متعالى تر فرماید؛ به جانشین او سلامت، و عزت و توفیق بیشتر مرحمت کند؛ به همه خدمتگزاران این نظام توفیق خدمت بیشتر و به همه ما توفیق قدردانى بیشتر مرحمت کند.

96-98 تهاجم قرهنگی آیت الله مصباح

منبع : www.mesbahyazdi.org

[ ۱۳٩٠/٧/٢٥ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب