ساز تنهایی

 

 

برایم نقاشی کن نم نم باران را تا شوره زار خشک دل تنگی ام دشتی سرسبز گردد

و آشیان شقایق ها

نقاشی کن سایه بان امنیت را

تا در زیر آن ببافم فرشی از جنس آرامش

و
بنشینم

بنشینم در انتظار تو

 

پ ن:

1- چهار شنبه و پنجشنبه امتحانات حوزه است ....و من نخوندم ...بیشتر زا منطق میترسم ....دعا کنید قبول شم ...انگار ریزش داریم ...

2- ..شدیدا از لحاظ روحی به مشکل خوردم دعام کنید...

3- ادامه مطلب ....طالبان و...(بخوانید)

4- بهشتی باشید


طالبان، مظهر اسلام
آمریکایی

 

روزگاری نه چندان دور، حکیم فرزانه ای که رستاخیز بزرگ انقلابمان را وامدار
درایت، شجاعت و عرفان اوییم، در جام جهان نمای معرفت خویش وقایعی قریب الوقوع را
دید و بازگو کرد که ما از آن غافل بودیم. چندی از رحلت آن بزرگ نگذشت که جهانیان به
وضوح فروپاشی کمونیسم را که او صدای شکستن استخوانهایش را در عین ناباوری دیگران
شنیده و گفته بود، شاهد بودند. او در انذارنامه اش به گورباچف از فریب و سرابی که
از نشان دادن در باغ سبز سرمایه داری غرب و آمریکا فراروی مردم روسیه - پس از
فروپاشی قطب کمونیستی جهان - گشوده خواهد شد خبر داد و هشدار داد اما گوشی برای
شنیدن این هشدار نبود; اینک شاهدیم که چگونه مردم روسیه با بحرانهای فزاینده
اقتصادی و سیاسی ناشی از تطاول شرکتهای وابسته به سرمایه داری غرب و مجامع
صهیونیستی دست به گریبانند و ارزش پول ملی این کشور تا مرز فلج اقتصادی و اجتماعی
سقوط کرده است. اگر آقای گورباچف به جای ارسال پیام خشک تشریفاتی و دیپلماتیک به
مبانی و دلایل پیش بینی های امام توجه می کرد، روسیه امروز با وضعیت بحران زده
کنونی مواجه نمی بود.

در شرایطی که رهبران کشورهای نفت خیز عربی با سرازیر کردن دلارهای نفتی به
عراق در جنگ با ایران، با حاکمان این کشور نرد عشق می باختند، امام خمینی چندین بار
به صراحت هشدار داد که جنون حاکم بر بغداد به هجوم به ایران بسنده نخواهد کرد و در
آینده ای نزدیک شعله های جنگ سیری ناپذیر عراق منطقه را به آتش خواهد کشید. اما
افسوس که گوش سران عرب سنگین تر از آن بود که حقانیت این پیام را دریابد و زمانی
حقیقت را یافتند و زبان به اعتذار و اعتراف گشودند که آتش جنگ در پشت کاخهای آنان
زبانه می کشید.

از کسانی که از نزدیک امام را نشناخته و به صداقت، حق گویی و فرزانگی او
باور نداشتند، انتظاری نیست اما درد و افسوس آنجاست که چگونه برخی از عناصر خودی و
مؤثر در صحنه های گذشته انقلاب با آنکه بارها درستی تحلیل و صدق گفتار و هشدار امام
را لمس کرده و پیش بینی های شگرف او را در عرصه تحولات انقلاب آزموده بودند، از بذل
توجه کافی به آنچه که او درمورد تحولات آتی در جبهه دشمنان انقلاب، در عصر پس از
خویش، هشدارمان داد، دریغ ورزیدند.

پیامهای دو سال آخر زندگی امام حال و هوایی دیگر داشت. در این پیامها، امام
خمینی دورنمای چگونگی خصومت دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در آینده و روشهای
مواجهه با آن را ترسیم نمود و از پیدایش قریب الوقوع جبهه علنی به نام "اسلام
آمریکایی" درمقابل "اسلام ناب" سخن گفت و ابعاد و ویژگیهای آن و راه حلهای مقابله
با آن را برشمرد، اما کمتر کسی در آن روزها می توانست آنچه را که او در آیینه واقع
نمای معرفت الهی خویش می دید، ببیند. جناحها و گروههای سیاسی این تحلیل و پیش بینی
امام را به محدوده تنگ نگرش جناحی خویش تنزل دادند و آن را در عرصه انتخابات و
میدان رقابت سیاسی و تضعیف یکدیگر خرج کردند. آنجا که می بایست به نگرشها و تحلیلها
و راه حلهای امام در بازشناسی شرایط بین المللی و شناخت روشهای جدید دشمن توجه شود،
آن را وانهاده و به تفسیرهای روشنفکرم آبانه اما بارها شکست خورده روی آوردند و با
شعار فریبنده عملگرایی و واقع نگری و سر رسیدن زمان آرمانخواهی، از لزوم بازنگری در
تحلیلها و حذف روشهای انقلابی در رویارویی با مسائل جهانی سخن گفتند.

اسلام آمریکایی اصطلاحی خود ساخته نبود بلکه واقعیتی تلخ بود که امام خمینی
با بینش دشمن شناسانه عمیقی که داشت آثار ظهور آن را می دید و در انتقال دانسته های
خویش و در معرفی آن و راههای مواجهه با آن از هیچ کوششی فروگذار نکرد. او از بسیج
آخوندهای درباری که سر در آخور آمریکا دارند و فتوای تکفیر و جواز قتل مسلمین را
صادر می کنند و آتش تفرقه مذهبی را دامن می زنند خبر داد و از حکومتهای خودفروخته
ای که بزودی شعارشان شریعت خواهی و اسلامگرایی خواهد شد و از رویکرد سران کاخ سفید
و رهبران غرب به تقویت اسلام ساختگی و تجهیز آن در برابر جمهوری اسلامی سخن گفت و
بر لزوم هوشیاری پیروان اسلام ناب و ضرورت ترسیم مرزهای این دو نگرش رویاروی پای
فشرد، اما افسوس که حساسیتهایمان به آفت زمان زدگی و روزمرگی دچار گردید.

در هیاهوی آن بازنگریها و کشمکشهای حزبی و سیاسی خانگی و فاصله گرفتن از
آرمانهای انقلاب، دشمن آسوده تر به طراحی توطئه های جدید پرداخت و حلقه محاصره را
تنگتر نمود. در فضای کمرنگ شدن ارزشها، منزویان و مطرودین انقلاب جانی تازه گرفتند
و صحنه گردان دلمشغولی های بیهوده و گرفتاریهای تازه شدند و نتیجه این غفلت و
وادادگی آن شد که اینک در بیخ گوشمان و در آن سوی مرزهای طولانی شرق کشورمان چهره
علنی اسلامی آمریکایی رخ نموده و لانه گزیده است.

امام بارها می گفت که آمریکا در راس دشمنان این انقلاب از نابودی آن و نظام
منبعث از آن با روشهای نظامی و طرحهای براندازی نومید گردیده و به حیله کارساز و
همیشگی "دین علیه دین" و "مذهب علیه مذهب" روی آورده است. شعارها و رفتار قرون
وسطایی گروه نابخرد و متحجر طالبان، و شواهد و اسناد برملا شده، اندک تردیدی باقی
نمی گذارند که اینان دست پرورده طراحان آمریکایی اند که اینک به بهای ریخته شدن خون
دهها هزار تن از نفوس امت محمدی (ص) با کمک دلارهای آل سعود و حمایتهای بی دریغ
مالی و سیاسی برخی از امرای خلیج فارس و مشارکت علنی جریان آمریکایی نظامی گری در
دولت پاکستان می روند تا بسان غده ای دیگر در پیکر جهان اسلام ریشه کنند. اعمال ضد
انسانی طالبان و تصویری که آنان از دین و شریعت ارائه می کنند کارآترین سلاح برای
ضربه زدن به اسلام راستین و کنترل امواج اسلام خواهی در جهان به شمار می آید.

به رسمیت شناختن تدریجی طالبان در بازیهای سیاسی غرب و سازمانهای بین
المللی تحت نفوذ آنان - علیرغم فضای کنونی - چندان دور از انتظار نیست. با توجه به
ماهیت طالبان، استقرار و تحکیم سلطه آنان بر افغانستان، منافع ملی ما و گرایش رو به
فزونی اسلام خواهی در جهان را به شدت به مخاطره می افکند. برای جمهوری اسلامی ایران
در راستای دفاع از منافع ملی خویش و پیگیری اهداف انقلاب اسلامی در مواجهه و ریشه
کنی این بلای نوظهور تنها یک راه بیشتر وجود ندارد و آن رویکردن به اصول و مبانی
انقلاب و بازشناسی شرایط جدید جهان و منطقه براساس همان اصول و مبانی ای است که در
آثار و پیامها و تحلیلها و مواضع امام خمینی تبیین گردیده است.

دیپلماسی فعال و اقدامات بازدارنده سیاسی و امنیتی، راهکارهای ضروری اما
صرفا مقطعی و بازدارنده اند. چاره کار، اعتقاد و عمل به همان تحلیل و نگرشی است که
توانست بیست سال مقاومت دربرابر صدها توطئه سهمگین قدرتمندان جهانی علیه انقلاب را
تضمین کند و از استقلال و تمامیت ارضی کشور و آرمانهای انقلاب حراست نماید و این
مهم شدنی نیست جز آنکه در یک بسیج فرهنگی دوباره، در جمع نیروهای بی شمار وفادار به
آرمانهای امام در داخل و خارج، دوباره به احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام
بپردازیم و جبهه مقاومت را دربرابر این خطر و خطرهای آتی از نقطه ای اصولی و مطمئن
بازسازی کنیم.

تجربه تلخ فلسطین مظلوم کافی است. واقعیتهای گذشته و حال جهان سیاست به ما
آموخته است که دل بستن به محکومیت سازمانهای جهانی و همراهی کشورهای به ظاهر اسلامی
اگر به عنوان چاره نهایی رفع خطر تلقی شوند، سرابی بیش نیست. باید همچون ادوار
گذشته پیش و پس از پیروزی انقلاب، خودمان را باور کنیم و به نیروی شکست ناپذیر
ایمان به خدا روی آوریم و به "امامت" و "رهبری" به مثابه گرانبهاترین درس تاریخ
حیات مذهبی مان و ارزشمندترین دستاورد عینی نهضت امام چنگ زنیم، و وحدت را همچنان
که امام خمینی صدها بار می گفت به عنوان کلید فتح و رمز پیروزی، پاس بداریم و از
پاشیدن بذر تفرقه و تضعیف یاران انقلاب در جناح بندیهای سیاسی که سمی است مهلک و از
پای درآورنده، بپرهیزیم و با به انزوا راندن افکار و افرادی که جز وادادگی درمقابل
فرهنگ غربی و ایجاد هرج و مرج در افکار عمومی و پاشیدن تخم یاس و دلسردی و تفرقه،
هنر و دست آوردی دیگر نداشته اند، دوباره روح نشاط و اتحاد و خودباوری را در جامعه
زنده کنیم و عطر معنویت را بویژه در نسل جوانی که بحمدالله هم اینک در حمایت از
سیاستهای دولت فرهیخته کنونی آماده ایفای نقش می باشد، بیافشانیم و برای تحقق همه
آنچه که گفته شد، و رفع فتنه و خطر، عملی ترین راه آن است که از درسها و پندها و
آموزشهای حکیمی مدد جوییم که کارسازی علاج و حکمتش را در عمل بارها تجربه کرده ایم
و جهان نیز بدان گواهی داده است.

خوشبختانه آنچه را که او برای سعادت ملتش می خواست و می شناخت، بیدریغ در
وصیتنامه جاودانه و گنجینه آثار متنوعش به یادگار نهاده است. باشد که چنین کنیم.

 

پدیدآورنده: حمید انصاری

منبع :
www.hawzah.net

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب