ساز تنهایی

خوشا آنان که با عزت ز گیتی
بساط خویش برچیدند و رفتند

ز کالاهای این آشفته بازار
شهادت را پسندیدند و رفتند

"ما را بکشید، ملت ما بیدارتر می شود"

وشما ای بر خون شهیدان تکیه زده ها! خوب زیر پایتان را نگاه کنید، آری... برخون نشسته اید .
" شهید محمد حسین تجلی"

 

سیب سرخ ی سر نیزه است دعا کن من نیز
اینچنین کال نمانم به شهادت برسم
(سیار)
 

 

ادامه مطلب "سواستفاده از عالمان دینی است "در صورت علاقه مطالعه فرمایید .


سوء استفاده از عالمان
دین

عالمان دین در طول تاریخ از جایگاه اجتماعی والا و ارزشمندی برخوردار بوده
و در چشم و دل مردم قداست و اعتبار فراوان داشته اند. این اعتبار معنوی و نفوذ
اجتماعی، مخصوص روحانیون شیعه و عالمان مسلمان نبوده و نیست. در دیگر ادیان و مذاهب
هم دین شناسان و پاسداران امور معابد و کلیساها و کنیسه ها و مؤبدان و پاپ ها و
کشیش ها علی رغم همه تبلیغات مخالفان و رفتارهای نادرست برخی از آنان، از پایگاه
معتبر مردمی و جایگاهی تاثیرگذار در صحنه فرهنگ عمومی برخوردارند.

انسان ها، با فطرت پاک الهی، وجود خدا و قیامت و پیامبران و پیام های آسمانی را
باور دارند و عالمان دین را به عنوان مفسران و مترجمان و امانتداران امانت آسمان و
سخن خدا و پیام آوران او می شناسند.

در منابع اسلامی و تفکر شیعی هم، عالمان دین، دارای بالاترین نقش در سعادت و
شقاوت ملت ها، شناخته شده اند و در تاریخ پرفراز و نشیب هزار و چهارصد ساله اسلام،
خانه عالمان دین و مساجد و پایگاه فعالیت آنان از مهمترین مراکز تصمیم سازی و نقش
آفرینی در صحنه تحولات بزرگ تاریخی بوده است.

در احادیث گرانبهای نبوی می خوانیم:

- «العلماء امناء الله علی خلقه (1) ; عالمان امینان خدا نسبت به
بندگان اویند.»

- «العلماء امناء الرسل ما لم یخالطوا السلطان (2) ; عالمان
امانتداران پیامبران اند، تا وقتی با قدرت و قدرتمندان دنیوی در نیامیزند.»

- «العلماء امناء امتی (3) ; عالمان، امانتداران امت من هستند.»

بی شک این سه جایگاه رفیع اجتماعی - امانتداری خدا، امانتداری از سوی رسولان
الهی و امانتداری برای امت - از یک سو امتیاز و مقام و فضیلت معنوی و اجتماعی است،
و از سوی دیگر مسؤولیت و وظیفه ای بزرگ از سوی خدا و بندگان خدا بر عهده عالمان و
دین شناسان.

دانش ها عموما هدیه آسمان به زمین و از الطاف الهی است که انسان راز و رمز سنت
ها و قوانین تکوینی او را کشف می کند. اما دانش دینی و علوم اسلامی، امانت و ودیعه
الهی در دست پیامبران و اولیاء الله و عالمان دین است. در حدیث شریف نبوی صلی الله
علیه و آله آمده است: «العلم ودیعة الله فی ارضه والعلماء امنائه علیه، فمن عمل
بعلمه ادی امانته و من لم یعمل بعلمه کتب فی دیوان الخائنین; (4) دانش
ودیعه خدا در زمین است و عالمان امانتداران او، هر کس به دانش خویش عمل کند امانت
را پاس داشته و هر کس به آن عمل نکند نامش در دفتر خیانت کاران ثبت خواهد شد.»

امانتداری، نگهبانی، دیدبانی و پاسداری از گوهر آسمانی وحی و انتقال سالم و کامل
آن به جامعه بشری، رسالتی دشوار و سنگین است که هر کس توان حمل این بار سنگین و
گران را ندارد.

قرآن شناسی و معرفت کلام خدا و پیامبران و قرآن آموزی و تفسیر و تبیین سخن خدا و
پیامبران، انسان زمینی را آسمانی و ملکوتی می کند و به وی قداستی فراتر از فضیلت
دیگر علوم و دانش ها می بخشد. هیچ کس منکر فضیلت دیگر علوم و دانش های ضروری در
زندگی دنیای انسان نیست، ولی دانش ها با توجه به میزان تاثیر آن در زندگی دنیوی و
اخروی انسان ها، دارای ارزش های متفاوتی هستند و دانشمندان بر پایه اهمیت و کارآیی
دانش آنان در صحنه اندیشه و جامعه از اعتبار و احترام خاص بهره مند می شوند.

عالمان دینی بدون تردید یکی از ارکان سه گانه قدرت در جوامع بشری بوده و هستند و
حذف و نفی آنان از برنامه ریزی های اجتماعی امکان پذیر نیست. همانگونه که محو مذهب
و دین از اندیشه بشری و صحنه جامعه مقدور نبوده و نیست، محو روحانیت و نفی عالمان
دین هم علی رغم همه تلاش های مخالفان و معاندان و جاهلان و فریب خوردگان، آرزویی
است که بسیاری از صاحبان زر و زور به گور برده اند. اگر قدرتمندان و سرمایه داران،
زمام امور دنیای مردم را در دست داشته و دارند و بر جان و مال مردم مسلطند،
روحانیان زمام زندگی معنوی و اندیشه و ایمان مردم را در دست دارند و بر قلب ها و
عواطف توده ها، حکومت می کنند.

روحانیت مدافع محرومان

این حقیقت جامعه شناسی، درست است که «ملک » و «مالک » و «ملا» اضلاع مثلث قدرت
بوده اند، ولی این حقیقت هم بسان خورشید می درخشد که در دنیای تشیع همیشه عالمان
دین و ملایان بیدار و مبارز، بزرگترین حامی توده های محروم و عامل کنترل «ملک » ها
و «مالک » ها بوده و غالبا روحانیت شیعه در دفاع از مظلومان و پابرهنگان با سلاطین
ستمگر در حال جنگ و ستیز بوده است.

روحانیت شیعه همیشه قدرتی الهی و مردمی بوده که با عنایت الهی و حمایت مردمی،
قدرت های استبدادی و استعماری و صاحبان زر و زور را در دنیای اسلام مهار کرده و با
شیوه های گوناگون، مظلومان را از چنگ ظالمان رهایی بخشیده است.

بر خلاف اندیشه برخی جامعه شناسان، دین ترمزی زمینی نیست که محرومان برای مهار
ستمگران ساخته باشند بلکه مهاری ملکوتی و آسمانی است که خداوند برای کنترل هر گونه
ستم فردی و اجتماعی در تمام اقشار محروم و مرفه فرستاده است. ایمان فردی جلوی
انحرافات فردی را می گیرد و عالمان دین و مساجد و حسینیه ها و تشکل های دینی و
مذهبی، قدرت صاحبان زور و زر را محدود می سازند.

حقیقت این است که قدرت معنوی و اجتماعی دین در کاهش ستم و افزایش مبارزه با
یغماگران اقتصادی و غاصبان سمت های سیاسی، بزرگترین نقش را داشته است و سرمایه
داران و رسانه داران و زورمندان عالم همیشه دین و عالمان دین را بزرگترین مزاحمان
اهداف و نقشه های استعماری خویش می دانسته اند.

«طلا» و «تیغ » و «تسبیح » در کنار هم قرار ندارند بلکه همیشه تسبیح داران بیدار
و مؤمن، تیغ را از دست ستمگران سیاسی گرفته و طلاپرستان را به تسلیم و پذیرش حق
وامی دارند و از رباخواران و نهادهای غارت بین المللی اعلام برائت و نفرت بلکه
اعلام جنگ می کنند و با اتهام خشونت گرایی و ... عقب نشینی نخواهند کرد.

دین باید به عنوان یک کانون قدرت الهی، «زر» و «زور» را مهار کند و شریعت باید
بر دولت و دولتیان حاکم شود. بشر روزی راه عدالت و آسمان و آزادی و ملکوت را در پیش
می گیرد، که دولت مردان و سرمایه داران و صاحبان سهام کلان، تسلیم قانون خدا و
فتوای فقهای راستین و مراجع بزرگ تقلید شوند.

و اگر خدای نکرده روحانیت بازیچه سیاست و اقتصاد شود و دولت مردان و سرمایه
داران، قرائت های خویش را از دین و فقه به صورت قانون در آورند و به کمک دین فروشان
و مکتب گریختگان حوزه، آن را شرعی جلوه دهند، بزرگترین فاجعه رخ خواهد داد و زحمات
همه انبیا و مبارزان و مصلحان بزرگ هدر خواهد رفت. تضعیف روحانیت و عالمان دین و
فقهای شورای نگهبان و ولایت فقیه، همه نمودهای تلاش فرهنگی و سیاسی «زرداران » و
«زورمندان عالم » برای حذف قدرت دین از صحنه زندگی اجتماعی است.

سوء استفاده از روحانیان

سال هاست که استکبار جهانی و نوکران وی فهمیده اند، تنها با مذهب می توان علیه
مذهب جنگید و تنها به کمک عالم نمایان می توان به جنگ عالمان حقیقی رفت. تنها با
فتوای یک ملای زنجانی - به تعبیر امام - می توان شیخ فضل الله نوری را محکوم کرد و
در سیزده ماه رجب او را بالای دار فرستاد.

استکبار جهانی و عموم دنیاگرایان بخوبی می دانند، کسی می تواند مردم را به
بیراهه بکشد که سال ها چون شیطان در جمع ملائکه نفوذ کند و سابقه حضور در حوزه علم
و عبادت داشته باشد.

فرعون ها به خوبی می دانند که برای شکست موسای کلیم و همه موسویان تاریخ به
«بلعم باعورا» نیاز فراوان دارند و برای ایجاد انحراف دینی و توجیه انحراف های خویش
به کعب الاحبارها و ابو هریره ها و شریح قاضی ها و ابوموساهای اشعری سخت محتاج اند.

دنیاگرایان از عالمان دین و مبلغان اسلام «فتوای بغیر ما انزل الله » می خواهند،
«فتوای بدون علم » را توقع دارند، تطهیر کفر و شرک جهانی، تبرئه غارتگران و ظالمان
و مرتدان و کنترل حزب الله و تحقیر و تکفیر مؤمنان و لااقل سکوت و بی طرفی در جنگ
حق و باطل را تقاضا می کنند.

امروز سوء استفاده از روحانیت و روحانیون و استفاده ابزاری از دانش آموختگان
حوزه ها بیش از همیشه مورد توجه شیاطین داخلی و خارجی است.

گاهی برای اعتبار بخشیدن به یک تصمیم نامشروع، ما را به عضویت یک شورا دعوت می
کنند. گاهی برای اعتبار مردمی دادن به یک جلسه، قیافه چند عالم و ملبس را به عنوان
«زینت المجالس » لازم دارند و گاهی برای رسمیت بخشیدن به منکرات فلان جزیره، ما را
به سمینارگردشگری در کیش دعوت می کنند.

روزی گروهک های چپ گرا می خواستند از دین و روحانیت و آیات قرآن و نهج البلاغه
استفاده ابزاری کنند و آن را ابزار تحریک توده ها و تخریب رقیب خویش قرار دهند و به
دست یک دشمن، سر دشمن دیگر را بکوبند و حتی گروه هایی مثل نهضت آزادی انتظار
داشتند، امام نظام پهلوی را ساقط کند و کشور را یکسره به دست آنان بسپارد.

روزی خان ها و مالکان و سرمایه داران انتظار داشته و دارند که روحانیت مردم را
به صبوری و تحمل و تسلیم و سازش با ستمگران فراخواند.

روزی وعاظ السلاطین و عالمان درباری و آخوندهای وابسته برای نظام شاه مقبور همین
نقش را ایفا می کردند.

هنوز یادمان نرفته که شاه مقبور می خواست، «سپاه دین » تشکیل دهد و در نظر داشت
عالمانی طبق استانداردهای مصوب سلطنت و نظام استکبار جهانی پرورش دهد و زمام دین
مردم را هم در کنار جان و مال ایشان در دست بگیرد. آن روزها، خروش خمینی کبیر، خواب
استکبار را آشفته ساخت.

هجوم استکبار به حوزه ها

سیاست اختلاف افکنی بین عالمان دین، تلاش برای خریدن عالم نمایان بی تقوا،
استفاده از غفلت و اشتباه عالمان پارسا، آلوده کردن روحانیان و وابستگان آنان به
رفاه و تجمل و زندگی اشرافی، جست وجوی راهکارهای فقهی - حقوقی برای تداوم سلطه
سرمایه داری، حساسیت زدایی و غیرت شکنی نسبت به منکرات اجتماعی، مایوس کردن عالمان
دین از اجرای قوانین الهی، وادار کردن عالمان دین به سکوت و فراموشی امر به معروف و
نهی از منکر، تلاش در جهت تغییر بنیادی تفکر دینی و رسمیت بخشیدن به قرائت های
مختلف دینی و ضددینی، پرورش و تربیت عالمان و مدرسان و محققانی که گوش به فرمان
سرمایه داران جهانی باشند و چون آنان بیاندیشند و با رسانه داران و قدرت های جهانی
سازش کنند و به سیاست تساهل و تسامح پایبندی نشان دهند، از بنیادی ترین طرح های
استکبار برای امروز حوزه ها و روحانیان شیعه است.

سرمایه داری جهانی، عالمانی لازم دارد که در برابر روند استثمار و غارتگری، جهاد
و شهادت و قیام و فریاد را محکوم کنند، لبخند بزنند، توجیه گر سلطه آمریکا بر جهان
باشند و دستکم نسبت به سلطه صهیونیسم جهانی سکوت کنند و اجرای قوانین الهی قصاص و
حدود و قوانین کیفری اسلامی را خشونت طلبی بنامند.

امروز هم برخی جناح ها و گرایش های سیاسی و حزبی دوست دارند از روحانیت در برابر
خداسالاری فتوای مشارکت و مردم سالاری بگیرند و قرائت های ضد دین را تفسیر و تحلیل
دینی کنند وگرنه باید از مدارس و دانشگاه ها و کلیه مراکز فعالیت اجتماعی به درون
حوزه ها و مساجد رانده شوند.

با توجه با این اهداف و نقشه های دشمنان حوزه ها، ضرورت هوشیاری و مراقبت و
تقویت نیروی تقوا و فضائل اخلاقی در عالمان و مبلغان دینی بیشتر و بیشتر روشن می
شود.

در احادیث علوی می خوانیم:

- «زلة العالم کانکسار السفینة تغرق و تغرق; (5) لغزش عالم همچون
شکستن کشتی است که غرق می شود و غرق می کند.»

- «زلة العالم تفسد عوالم; (6) لغزش عالم، عوالمی را به فساد و تباهی
می کشد.»

- «لا زلة اشد من زلة عالم; (7) هیچ لغزشی چون لغزش عالم نیست.

تلاش برای سوء استفاده از حوزه و روحانیت و مبلغان و عالمان دین، حرکتی کاملا
سابقه دار و شناخته شده است و دنیاگرایان همیشه آرزو داشته و دارند که دین و دین
شناسان و دینداران را ابزار دستیابی به اهداف دنیایی خویش قرار دهند.

این وظیفه روحانیت و حوزه ها وعالمان راستین است که برای مقابله با این ترفندها،
برنامه ریزی و تلاش کنند و نگذارند، «غفلت » برخی از ما و «خیانت » برخی دیگر،
قداست و اعتبار الهی و مردمی حوزه ها را سلب کند و استکبار و کفر جهانی و شیاطین
داخلی، از لباس و عنوان و نام و گواهی و مدارج و مدارک حوزه و محققان و مدرسان آن
سوء استفاده نمایند.

البته همیشه باید بین «غفلت » و «خیانت » فرق گذاشت. در مورد غفلت و اشتباه،
امکان بازگشت و توبه و اصلاح و جبران خطا و لغزش وجود دارد ولی در خیانت،

صدها چراغ دارد و بیراهه می رود

بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

حوزه و مسؤولان جامعه روحانیت باید برای هر کدام از این دو نوع ضایعه و خطر
بزرگ، برنامه ویژه داشته باشند. غفلت های سیاسی، اجتماعی را با اطلاع رسانی و تقویت
نظام آموزشی به حداقل برسانند و «خائنان » به ارزش های حوزه را با تمام توان افشاء
و طرد کنند.

پی نوشت ها:

1) میزان الحکمه، ج 2، ص 2088.

2) همان.

3) همان.

4) همان.

5) میزان الحکمه، ج 2، ص 2099.

6) همان.

7) همان.

 

پدیدآورنده: محمود مهدی پور

منبع :
www.hawzah.net

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب