ساز تنهایی
نمی دانـــــم چرا چشم هایم گاهی بی اختیار خیس می شونــــد....
می گوینــــد حساسیت فصلــــی است !!!
آری ...
من به فصل فصل ِ این دنیای ِ بی شما ....
حساســـــــــیت دارم ...
 
پ ن :
 
1- وبلاگ طلب !!http://shahedenazer.blogfa.com/ (شهید جنیدی)" بروز است!
 
2- ادامه مطلب "شگرد های جنگ نرم ..زیر شاخه اقتصادی "
 
3- حس نوشت ...بخودتان نگیرید ....!!!
این روز ها ..به احساس این حوالی بد جور مشکوک شدم ...قدیم تر ها شده بود که به احساسی مشکوک شوم ...همیشه هم حسم درست تر میگفت ....و پرهیز میکردم تا سالم که چه عرض کنم ....درگیر حواشی این حواس نشم .....ولی این روز ها ....این حس نا اشنا ....دارد معتادم میکند ...کاش اگه نان من نیست ..شیرینی اش زیر دندان های شیری ام نماند ....!!
 
4-به رنگ آسمان دلم ...مینویسم ..:
 
"
لیلی زیر درخت انار
لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گل‌ها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه‌ها عاشق بودند. دانه‌ها توی انار جا نمی‌شدند.
انار کوچک بود. دانه‌ها ترکیدند. انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
از عرفان نظرآهاری
 
"

انحرافات اجتماعی زاییده پدیده
فقر

 
 
 

باید قبول کرد که انحرافات اجتماعی خاص طبقه فقیر
نیست. اغنیا و ثروتمندان نیز به کجروی گرایش دارند و علت کجروی آنها را باید در
رفاه بیش از حد اقتصادی و فقر فکری و معنوی آنها جست وجو
کرد.

 
 

     

تاثیر فقر در سلامت جسمانی، کیفیت فرهنگی زندگی
خانوادگی و فرصت های تحصیلی بشر امروز غیرقابل تردید است.

بالاتر از همه، فقر از میزان مشارکت اجتماعی،
مخصوصاً در زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می کاهد. انحرافات و مخالفت های
زیادی با این نظریه که فقر علت اصلی انحرافات است ابراز شده و باید به این نکته
توجه کرد که مفهوم فقر به طور کلی مفهومی نسبی است و مطالعات انجام گرفته با گرایش
ها و تا حدی با تعصبات پژوهشگران آمیخته شده و عوامل غیراقتصادی در ایجاد انحرافات
اجتماعی دست کم گرفته شده اند.

باید قبول کرد که انحرافات اجتماعی خاص طبقه فقیر
نیست. اغنیا و ثروتمندان نیز به کجروی گرایش دارند و علت کجروی آنها را باید در
رفاه بیش از حد اقتصادی و فقر فکری و معنوی آنها جست وجو کرد. همچنین باید نوع و
میزان «فقر» گروه اقتصادی کم درآمد و «حداقل معیار زندگی» به طور روشن و صحیح توضیح
داده شود.

اگر فقر با توجه به فرهنگ و زمان و مکان یک مفهوم
نسبی است از نظر تبیین کلی انحرافات اجتماعی کاملاً موثر نخواهد بود. یک فرد کم
درآمد در امریکا در مقایسه با یک فرد کم درآمد در هندوستان یا چین از قدرت مادی
بیشتری برخوردار است. یک خانواده فقیر امروز در امریکا بیشتر از افراد طبقه مرفه
عصر انقلاب امریکا صاحب وسایل، اموال و دارایی است.

با این حال اوضاع و شرایطی که از فقر ناشی می شود
به خصوص در اماکنی که تراکم جمعیت بیش از اندازه بالا است، فعالیت ها و مهارت های
افراد را بی اثر می گذارد. افرادی که در شهرهای بزرگ خود را فقیر و تنها احساس می
کنند برای دوست یابی و معاشرت با دیگران کمتر فرصت خواهند یافت. بدون شک ناسازگاری
های جسمانی، روانی و اخلاقی آنها معلول علت های دیگر به جز فقر هم می تواند باشد هر
چند که فقر مهم ترین عامل این ناراحتی ها است. با وجود این بعضی از انحرافاتی که به
موازات فقر گسترش می یابند تنها ناشی از فقر نیست ولی به طور کلی می توان گفت «فقر
نابودکننده فقرا» است و مطالعه علل فقر تحقیقی است درباره عوامل عمده سقوط و تنزل
تعداد بیشتری از مردم.

نویسندگانی که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم
مسائل اجتماعی و علل پیدایش آنها را متذکر شده اند اغلب لزوم مطالعات اجتماعی و
اقتصادی و جنبه های نوع دوستانه و سایر جنبه هایی که به پیشرفت اقتصادی جوامع می
انجامد را یادآور شدند. در حقیقت آنها با این کوشش ها می خواستند از سقوط اقتصادی و
اخلاقی جوامع جلوگیری کنند.

نویسندگانی چون هنری جرج و ویلیام باگز معتقدند
که باید کوشش ها را در اصلاح روش های نادرست و غیرعادلانه توزیع درآمدها و غلبه بر
نوسانات اقتصادی متمرکز سازیم نه فقط بدین جهت که توزیع نادرست است بلکه به این علت
که نحوه توزیع منشأ و موجبات بیشتر فساد، بزهکاری ها و تباهی های اجتماعی در تمام
دنیا وجود دارد.

جرج و باگز بر این باورند که جرم و فساد اخلاقی
نتیجه فقری است که زاییده نظام امپریالیسم است، نظامی که تملک وسایل تولید توسط
گروهی خاص و توزیع نادرست ثروت و در نتیجه مبارزات طبقاتی از ویژگی های آن به شمار
می آیند.

راه حل همه این مشکلات را باید اولاً در استقرار
یک نظام تولید و توزیع عادلانه و گروهی، ثانیاً ایجاد یک جامعه بدون طبقه جست وجو
کرد که هر کس به میزان توانایی و قدرت خود در فعالیت های آن شرکت کند و به اندازه
احتیاجات خود از مواهب آن جامعه برخوردار شود. بسیاری از نویسندگان سوسیالیست
شدیداً تحت تاثیر این عقیده قرار گرفته و در آثار خود از آن دفاع کرده اند و آن را
تنها راه حل همه مشکلات و مسائل اجتماعی دانسته اند. البته بر این عقیده ایراداتی
وارد شده است چون جامعه بدون طبقه در هیچ جای دنیا شدنی نیست. تنها سوسیالیست ها
نیستند که از چگونگی عوامل اقتصادی در جلوگیری از مشکلات اجتماعی و رشد جوامع
طرفداری می کنند بلکه در حقیقت طرفداران پر وپا قرص نظام سرمایه داری هم اعتقاد
راسخ دارند که افزایش سطح زندگی مردم به ریشه کن کردن مشکلات اجتماعی منجر خواهد
شد. همین منطق بشردوستان را متقاعد کرده است که اگر مقداری از ثروت و دارایی خود را
بین افراد کم درآمد توزیع کنند تا حدی به کجروی های آنان پایان خواهند داد.

پژوهش های متعددی نشان داده است؛ علت اساسی
انحرافات اجتماعی زاییده فقر است. از مفسرین و طرفداران افراطی این نظریه ویلیام
باگز اقتصاددان اجتماعی هلندی را می توان نام برد که با استفاده از منابع اطلاعاتی
اروپا سعی کرده است تمام نارسایی ها و مشکلات اجتماعی را نتیجه فقر جلوه دهد. او
کوشیده است نظریه یی را ارائه دهد که به موجب آن وضع روانی جنایتکاران را موجب
پیامد عقب ماندگی اقتصادی و شکاف طبقه یی قلمداد کند. باگز در این مورد برای ثبوت
نظریه خود نوسانات قیمت حبوبات و مواد اولیه غذایی را با نوسانات و میزان جرایم
مقایسه کرده است. او در تحقیقات بعدی اش کوشیده است ثابت کند بیشتر کجروی ها و
جنایات، بین مردم فقیر و غیرماهر است.

سامان فرج پور

کارشناس رشته ارتباطات و فناوری اطلاعات دانشگاه علامه
طباطبایی تهران

روزنامه اعتماد

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب