ساز تنهایی

 دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است
شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است
تاثیر مهر مادریت بوده بر زبان
این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است
مادر!حضور نام تو در شعر های من
لطف خداست شامل حال غزل شده است
غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم
این مسأله میان من و عشق حل شده است
سیاره ای که زهره نشد آه می کشد
آه است و آه  آنچه نصیب زحل شده اس
توزهرایی و تلألو نور محبتت
در سینه ام ز روز ازل لم یزل شده است
با نام تو هوای غزل معنوی شده است
بی اختیار وارد این مثنوی شده است
هرگز نبوده غیر تو مضمون بهترین
تنها تویی که بر سر ذوقم می آوری
نامت مرا مسافر لاهوت کرده است
لاهوت را شکوه تو مبهوت کرده است
از عرش آمدی و زمین آبرو گرفت
باید برای بردن نامت وضو گرفت
نور قریش! تا که تویی صاحب دلم
غرق خداست شعب ابی طالب دلم
عمرت نفس نفس همه تلمیح زندگی است
حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگی است
از این شکوه ، ساده نباید عبور کرد
باید مدام زندگیت را مرور کرد
چون زندگیت ساده تر از مختصر شده است
پیش تجملات ، جهازت سپر شده است
آیینه ای و سنگ صبور پیمبری
در هر نفس برای پدر مثل مادری
اشک شما عذاب بهشت است ، خنده کن
لبخندت آفتاب بهشت است ، خنده کن
دنیای ما نبوده برازنده ی شما
هجده نفس زمین شده شرمنده ی شما
آیینه ای نهاده خدا بین سینه ام
حس می کنم مزار تو را بین سینه ام
مانند آن خسی که به میقات پر کشید
قلبم به سوی مادر سادات پر کشید

 

 

 

از ازل تاج شرافت را به زهرا دادند

مهر تابید ، شفاعت را به زهرا دادند

آل حیدر یک طرف ، زهرای اطهر یک طرف

پاسداری از ولایت را به زهرا دادند

میلاد زهرای اطهر (سلام ا… علیها) بر عاشقان و
فاطمیون مبارک

بر عالمیان رحمت رحمن زهراست / در هر دو جهان سرور نِسوان زهراست

نوری که دهد شاخه طوبی از اوست / کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست

 

............

پ ن:

1- ادامه مطلب ادامه ابزار جنگ نرم ..."لباس  نوع پوشش از منظر  قرآن و عترت است .

2- زهرای عزیزم ...عضو فعال بسیج دانشجویی دانشکده نیم حضوری درگذشت ناگهانی پدرت رو بهت تسلیت میگم ...):

3- بسیار دعایم کنید در این ایام .... در این روز های خاص ...!!!.

..دلم هوای نجف را دارد ...هوای کربلا را ..بین الحرمین را .....

4- دوستان به لینک زیر توجه خاص نمونده ....

 http://www.aparat.com/v/b67334d2482009b12ff99b970690feeb194155


لباس و نوع پوشش از منظر قرآن و
عترت

فراهم ساختن لباس و زینت و خودآرایی تمام جوانب زندگی انسان را تحت تاثیر
قرار می دهد تا جایی که او را از مسیر اصلی منحرف می کند و او را به راه افراط در
این موضوع سوق می دهد و به نوعی دچار صفت تفاخر و شهرت طلبی می شود و لباس و زینت
که مقدمه رسیدن به قرب الهی بود

بهره مندی از پوشاک به شکل معتدل، با طبع و سرشت انسانی
سازگاری دارد، برای اینکه فطرت آدمی به دنبال زیبایی هاست تا با دیدن زیبایی ها، به
وجود زیبایی آفرین توجه نماید و روی آوری به مساجد با لباس ظاهری و پیرایش ظاهری
عامل به دست آوردن لباس تقواست که ارزشمندتر است

«و
لباس التقوی ذلک خیر» [سوره اعراف آیه 62] و «اما لباس الظاهر فنعمه من الله تعالی،
یستر بها العورات و هی کرامه اکرم الله بها ذریه آدم (ع) ما لم یکرم بها غیرهم و هی
للمومنین آله لاداء ما افترض علیهم و خیر لباسک ما لایشغلک عن الله تعالی، بل یقربک
من شکره و ذکره و طاعته» [مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ص 16]

آثار مثبت بهره مندی مناسب از لباس بدین قرار
است
:

1- عیوب و عورتها را می پوشاند.

2- با زینت می توان دلها را به سوی حق جلب و جذب کرد.

3- لباس وسیله ای برای انجام واجبات و اطاعت از خداست.

استفاده نامناسب

همه ما از نعمت لباس به طور صحیح استفاده نمی کنیم و به سوی
افراط و تفریط روی می آوریم
.

گروه اول: راه افراط و اسراف را در پیش می گیرند. بدین شکل که
برای بهره مندی از لباس و زینت متحمل انواع و اقسام زحمات می شوند تا برای خود
لباسی و زینتی فراهم سازند
.

فراهم ساختن لباس و زینت و خودآرایی تمام جوانب زندگی انسان
را تحت تاثیر قرار می دهد تا جایی که او را از مسیر اصلی منحرف می کند و او را به
راه افراط در این موضوع سوق می دهد و به نوعی دچار صفت تفاخر و شهرت طلبی می شود و
لباس و زینت که مقدمه رسیدن به قرب الهی بود، وسیله ای می شود که انسان را به خفت و
خواری می کشاند تا جایی که مصداق این روایت نبوی می گردد که

من لبس توبا فاختال فیه خسف الله به من شفیر جهنم و کان قرین قارون، لانه
اول من اختال فسخف الله به و بداره الارض و من اختال فقد نازع الله فی جبروته
»[وسایل الشیعه ج 5 ص 34]

لباسی که مایه تفاخر باشد، عامل سقوط در جهنم می شود و هم
نشینی با قارون را فراهم می سازد و به نوعی اعلان جنگ با خداست. امام صادق می
فرماید:«الشهره خیرها و شرها فی النار» [وسایل الشیعه ج 5 ص 42]

گاهی اسراف در بهره مندی از لباس برای تقلید از دیگران است و
«تقلید قبول نظر دیگران است بدون توجه به دلیل آن یا التزام به نظر دیگران بدون
توجه به دلیل آن است»] تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی ج 2 ص 182
[.

ریشه های تقلید

1- ریشه مزیت طلبی انسان.

2- پدیده انعطاف پذیری وی.

این دو عامل از
وسایل ترقی انسان و تکامل بشری است، ولی هنگامی که ترکیب ناخودآگاه پیدا می کند به
شکل تقلید جلوه می کند و حس ابتکار و اعتماد به خود را از بین می برد و زمینه تجمل
گرایی را فراهم می کند و باید گفت که «برای تجمل گرایی لباس و زینت آلات شروع و
پایانی نمی توان یافت» [مقدمه ابن خلدون]

واژه زینت در آیات قرآن«یا بنی آدم خدوا زینتکم عند کل
مسجد»[سوره آل عمران آیه 13]و «قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده» [سوره اعراف
آیه 23]به این معناست که «کارها و چیزهایی است که عیب و نقص را از بین ببرد و معنی
متضاد آن «شین» «به معنای هر چیزی است که مایه رسوایی و نقص انسان و نفرت اشخاص از
او باشد» ]مفردات راغب ذیل لغت زین[ و «اخراج زینت» در آیه فوق استعاره تخیلیه است
و کنایه از اظهار آن می باشد

که خداوند با الهام آن به انسان او را به سوی انواع زینت های
مورد پسند سوق می دهد تا باعث جذب دلها به سوی انسان شود در صورتی که تجمل گرایی
زمینه نفرت و دوری از انسان را فراهم می کند«زینت در تداوم زندگی اجتماعی بشر نقش
مهمی را ایفا می کند و جزء اصلی و اساسی ترقی و تنزل جامعه خواهد شد ]ترجمه تفسیر
المیزان ج 51 ذیل آیه 23 سوره اعراف [ نکاتی در این مطلب نهفته است که اشاره ای به
آنها می شود
.

نکته اول: زینت عامل علاقه و دوستی انسانها نسبت به هم می
شود. اگر این عامل به تجمل گرایی و تقلید تبدیل شود، عامل از هم پاشیدن و نفرت بین
انسان ها خواهد شد
.

نکته دوم: زینت مایه تداوم و بقای جوامع است و با طبع آدمی
سازگار است اما تجمل گرایی مایه سقوط جوامع و باطبع آدمی سازگار نیست «قل من حرم
زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ...» سوره اعراف آیه
23

واژه «طیب» به معنای «اصل آن چیزی است که حواس و نفس انسان از
آن لذت ببرد» [مفردات راغب ذیل لغت «طیب»] و «طیب» به معنای «ملایم بودن با طبع است
و صرفاً مختص غذاهای گوناگون نیست، بلکه شامل تمام مواردی است که انسان در ادامه
زندگی از آنها کمک می گیرد مانند لباس و همسر» [ترجمه تفسیر المیزان ج15 و ج8 ص08
متن عربی
]

نکته سوم: بهره مندی از «زینت و رزق طیب» تشکیل خانواده و
همسر گزینی است تا اینکه زن و مرد لباس هم باشند «هن لباس لکم و انتم لباس لهن»
]سوره بقره آیه 781[ باید دید که در لباس چه خصوصیتی وجود دارد که زن و مرد به آن
تشبیه شده است

«لباس وضع شده
است برای هر آنچه از انسان عیبی را می پوشاند و همسر برای همسرش، لباس نامیده شده
برای اینکه از روی آوردن به کارهای ناپسند، او را باز می دارد» ]مفردات راغب ذیل
لغت «لبس»[ «وقتی که مرد و زن با هم پیوند می خورند و مکمل یکدیگر می شوند و نقص و
کمبود یکدیگر را جبران می کنند همانند لباسی که نقص و کمبود جسمی انسان را می
پوشاند و به همین علت هم زن و مرد به لباس تشبیه شده اند» [تفسیر کشاف ج1 ذیل آیه
781 سوره بقره]

«زندگی اصولی انسان مبتنی بر بهره مندی از «زینت و لباس، رزق طیب، عیش رغد»
می باشد [برگرفته از آیات سوره اعراف و طه] و انسان برای رسیدن به خوشبختی خود باید
از زینتی بهره مند گردد که با طبع او سازگار باشد و بداند که از کجا آمده است «قال
النبی: یا اباذر لایکون الرجل من المتقین حتی یحاسب نفسه اشد من محاسبه الشریک
شریکه، فیعلم من این مطعمه و من این مشربه و من این ملبسه، امن حلال ام من حرام»
[وسایل الشیعه ج61 ص89]

امام محمد غزالی نویسنده کتاب احیاء العلوم در این باره می
گوید: «دنیا بر سه اصل و پایه استوار است؛ خوراک، پوشاک، مسکن
...»

این سه مورد از نعمات خداوند پایه و اساس تشکیل اجتماع بشری
است و آن نعمات را نه فقط حرام ندانسته، بلکه آنها را مباح اعلام کرده است، آنچه که
ازنظر اسلام ناپسند است استفاده غیرصحیح و مصرف مسرفانه و مبذرانه آن است، برای
اینکه تعدی و تجاوز به حقوق دیگران می باشد

«قل انما حرم
ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق و ان تشرکوا ما لم
تنزل به سلطانا» [سوره اعراف آیه 33] «البغی بغیر الحق...» یعنی «تعدی و طلب کردن
چیزی است که انسان حق طلب کردن آن را نداشته باشد» [مفردات راغب ذیل لغت
بغی]

تجمل خواهی «افراط در بهره مندی از لباس و زینت» مقدمه تجاوز
به حقوق دیگران «البغی بغیرالحق» است و مایه تباهی مردم متجمل خواهد شد، چراکه نهاد
آدمی پدیدآورنده عادات زشت است و می خواهد خود را از دیگران برتر نشان دهد و سه
عامل خودکامگی، تجمل پرستی، تن آسانی که عامل انقراض جوامع است در برابر بقاء «زینت
و لباس، رزق طلب، عیش رغد» قرار می گیرد ]تفسیر کاشف ج3، ص194و ج4
ص021
[

افراط و تفریط

بعضی از ما انسانها با پیمودن راه تفریط قرین و قبیل شیطان می
شویم و بهره مندی از نعمت لباس را موجب دوری از کمالات می پنداریم و با انتخاب حالت
ژولیدگی و عدم آراستگی یک حالت تنفر و اشمئزاز دیگران از خود را به وجود می آوریم و
از مسیر اصلی استفاده از این نعمت خارج می شویم و به ظاهر رفتار زاهدانه به خود می
گیریم اما نمی دانیم که در دام شیطان گرفتار شده ایم، به عنوان نمونه به برخورد
عبادبن کثیر بصری با امام صادق در مراسم حج و جواب امام توجه می کنیم تا این موضوع
روشن شود

«لباس و احرام امام صادق نوعی فرقبی (نوعی لباس سفید بافته شده از کتان است
که در مصر در جایی به نام فرقب بافته می شود) عباد درحال طواف، احرام امام را می
گیرد و اعتراض می کند که تو لباسی این چنین در مکانی این چنین (مکه) می پوشی و طواف
می کنی، امام در جواب می فرماید: من اگر لباسی مثل لباس تو می پوشیدم، مردم مرا مثل
تو ریاکار معرفی می کردند» ]فروغ کافی ج6 ص934
[

امام حسن(ع) وقتی به نماز می ایستادند بهترین لباس را می
پوشیدند، از ایشان سؤال شد چرا چنین لباس آراسته می پوشید، حضرت فرمودند: «خداوند
زیباست و زیبایی را دوست دارد و از این رو برای پروردگارم لباس زیبا می پوشم خداوند
خود می فرماید
:

«یا بنی آدم
خذوا زینتکم عند کل مسجد...» [تفسیر مجمع البیان ج4 ذیل آیه 13 سوره اعراف] اثر این
آیه «آیه لباس» در آشنا کردن اقوام و ملل در آفریقا و شبه قاره هند با تمدن اسلام و
با واجب کردن ستر و پوشش به آن حد بوده که خود صنعت پارچه بافی و لباس دوزی را به
آنها آموزش داده و موجب رونق اقتصادی مردم آن سامان گردیده است» [تفسیر المیزان ج8
ص031 به نقل از تفسیرالمنار ج8 ذیل آیه 23 سوره اعراف]

لباس تقوی

آنچه که در قسمت اول بیان شد مربوط به لباس ظاهری بوده، اما
انسان به نوعی دیگر از نعمت لباس بهره مند می شود که با نام لباس باطنی «لباس تقوی»
از آن نام می بریم «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سؤ آتکم و ریشاً و
لباس التقوی ذلک خیر...»[سوره اعراف آیه 72]

«تقوی» از ریشه
«وقایه» یعنی قراردادن نفس انسان در حفاظی که انسان می ترسد به آن آسیب برسد و در
اصطلاح شرعی، حفظ نفس از چیزهایی است که به نفس ضرر می زند» [لسان العرب ذیل لغت
«وقی» و مفردات راغب]

وجه مشترک لباس و تقوی، محافظت از جسم و جان است و وجه تمایز
آن دو در این مطلب است که تقوی باطن انسان را حفظ می کند ولی لباس، ظاهر انسان را
حفظ می کند
.

امام صادق می فرماید: «ازین اللباس للمؤمنین لباس التقوی و
انعمه الایمان» [مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ص06]

معانی «لباس تقوی» معانی

1- لباس تقوی یعنی لباس ورع و خشیت از خدای متعال و «در این آیه، اشاره ای است
به عظمت لباس تقوی و یا اینکه اشاره ای است به لباسی که پوشاننده عیوب است برای
اینکه پوشاندن عیوب، جزئی از تقوی است و این برتری تقوی نسبت به لباس زینت را بیان
می کند» [تفسیر کشاف زمخشری ج4 ص69]

2- لباس تقوی یعنی حیا «همانطوری که لباس، عیوب را می پوشاند، حیا هم موجب می
شود که انسان به معاصی و گناهان نزدیک نشود، چرا که حیا مانع انسان از نزدیک شدن به
گناهان است» [تفسیر مجمع البیان ج1 ص62]

پیامبر اسلام در این مورد می فرماید: «الاسلام عریان فلباسه
الحیاء و زینته الوفاء»[وسائل الشیعه ج15 ص184]

3- لباس تقوی یعنی جهاد «اما بعد، فان الجهاد باب من ابواب الجنه... و هو لباس
التقوی و درع الله الحصینه و الجنه الوثیقه...» [نهج البلاغه صبحی صالح خ72] «تشبیه
تقوی و پرهیزگاری به لباس؛ تشبیه رسا و گویایی است، زیرا همانطور که لباس، هم انسان
را از سرما و گرما حفظ می کند و سپری است در برابر بسیاری از خطرها و هم عیوب
جسمانی را می پوشاند و هم زینتی است برای انسان، روح تقوی و پرهیزگاری نیز علاوه بر
پوشاندن بشر از زشتی گناهان از خطرات فردی و اجتماعی بسیاری انسان را حفظ می کند و
زینت بسیار بزرگی برای او محاسبه می شود» [تفسیر نمونه ج6 ص 231]

ویژگی های لباس از نظر روایات

در روایات ویژگی های لباس از جهت رنگ و جنس و اندازه و شکل آن
به شکل مفصل بیان شده است که به چند روایت اشاره خواهیم کرد. البته در کتب روایی
بخشی به نام «کتاب الزی» احکام و آداب بهره مندی از لباس بیان شده
است
.

«قال علی(ع): الحمدالله الذی رزقنی من الریاش ما اتجمل به فی الناس و أودی
فیه فریضتی و استرفیه عورتی» [وسائل الشیعه ج 5ص 94]

آنچه که درباره لباس و روایات می یابیم علاوه بر اهداف کلی
بهره مندی لباس به رنگ، جنس، شکل لباس اشاره شده است
:

1-رنگ لباس: اثر رنگ بر بینندگان یک موضوع علمی ثابت شده است و تنوع رنگها،
نشان از حکمت خداوند است و ترکیب رنگها به زندگی تنوع می بخشد. در روایات انتخاب
رنگ لباس، اهمیت دارد و بر آن تأکید شده است «قال النبی: البسوا البیاض فانه اطیب و
اطهر» ]وسائل الشیعه ج 5 ص 62[ در این روایت توصیه شده است که لباس سفید بپوشید
برای اینکه رنگ سفید علاوه بر اینکه پوشنده را وادار به رعایت مداوم نظافت می کند و
آلودگی و چرکی را به سرعت نمایان می کند، همچنین رنگ سفید دارای آثار مفرح و نشاط
آور است و اثر سلامت بخشی دارد چون کمتر از تمام رنگهای دیگر نور جذب می کند.
رنگهای دیگر هم در آیات قرآن و روایات به آنها اشاره شده است که تأثیر خاصی در
پوشنده لباس می گذارد «انها بقره صفراء فاقع لونها تسر الناظرین» [سوره بقره آیه
96]

رنگ زرد، زنده و فعال و محرک است و مایه سرور و شادمانی انسان
می شود. «و یلبسون ثیابا خضرا من سندس و استبرق» [سوره کهف آیه  13
]

رنگ سبز، حد واسط بین رنگهاست و اثر ملایم و آرام بخشی دارد و
رنگ مناسب زندگی است و به عنوان لباس بهشتی ها بیان شده است «متکئین علی رفرف خضر و
عبقری حسان» ]سوره الرحمن آیه 96
[

امامان ما بعضی از رنگها را برای لباس خود انتخاب می کردند.
امام باقر(ع) می فرمود «انا نلبس المعصفرات و المضرجات» [فروع کافی ج 6
ص634]

معصفرات یعنی لباسهایی که به رنگ بال و پر گنجشک است «رنگ
عدسی
»

مضرجات یعنی لباسهایی که با رنگ قرمز و زرد رنگ شده
باشد
.

همچنین ایشان رنگ لباس را نماد و علامت معرفی می کند «صبغنا
البهرمان و صبغ بنی امیه الزعفران» [فروع کافی ج 6 ص 634] بهرمان رنگ گنجشکی یا
عدسی است
.

بعضی از رنگها به خاطر اثرات سوء آنها توصیه نشده است و حتی
سفارش شده است که از آنها استفاده نشود، رنگ سیاه یکی از آن رنگهایی است که نباید
در لباس مورد استفاده قرار گیرد. امام علی(ع) می فرماید: «لا تلبسوا السواد و فانه
لباس فرعون» [وسایل الشیعه ج 4ص 383  ]

رنگ سیاه آثار منفی بر حالات روانی انسان دارد، برای اینکه
سیاهی نماد فقدان و کمبود و کرخی است و انسان را از حالتهای نشاط و سرور باز می
دارد
.

2-جنس لباس: جنس لباس اثرات گوناگونی بر سلامتی جسم و روح انسان دارد و از نظر
بهداشتی اهمیت زیادی برای آن در نظر می گیرند چون به طور مستقیم با بدن تماس دارد و
آثار سریع و دائمی به بار می آورد که به برخی اشاره می شود
:

الف- تولید و انتقال بار الکتریکی

ب- قابلیت نفوذ پوشاک

ج- بازتاب و دفع تشعشعات درونی و بیرونی (این عنوان ها از
کتاب آئین بهزیستی اخذ شده است
)

الف- بعضی از لباسها از جنس خاصی تهیه می شوند که مولد و
انتقال دهنده بار الکتریکی است و می دانیم که افزایش بار الکتریکی در بدن، موجب
افزایش رفتار غیرارادی شده و منشأ عصبانیت و اضطراب درونی می شود، مانند لباسهای
نایلونی ضخیم که در زمستان از آنها استفاده می کنیم. بنابراین هر جنسی از لباس که،
بار الکتریکی کمتری تولید کند برای پوشش مناسب تر و این نکته در ارتباط با پوشاندن
سر بیشتر کاربرد دارد و خانمها باید از جنسی به عنوان روسری استفاده کنند که دارای
بار الکتریکی کمتری باشد
.

بعضی از لباسها خودشان بار الکتریکی تولید نمی کنند ولی عامل
انتقال آن به بدن هستند و بارهای الکتریکی موجود در طبیعت را به بدن منتقل می
نمایند و بعضی از لباسها رطوبت را به خود جذب می کنند و موجب تخلیه بار الکتریکی در
بدن می شوند و موجب سستی و بی حالی می شوند و کراهت مرطوب کردن لباس در ماه مبارک
رمضان به همین خاطر است
.

در روایات نسبت به جنس لباس نکاتی آمده است که راهنمای ما در
انتخاب جنس لباس است «قال علی(ع): البسوا ثیاب القطن فانها لباس رسول الله و هو
لباسنا» ]وسائل الشیعه ج5 ص 82
[

پوشیدن لباسهای پنبه ای به خاطر اینکه از الیاف طبیعی تهیه می
شوند در درجه اول قرار دارد و لباسهای کتانی در درجه بعدی «قال الصادق(ع): الکتان
من لباس الانبیاء و هو ینبت اللحم» [فروع کافی ج 4 ص 534]

ب- دومین خصوصیت جنس لباس مربوط به قابلیت نفوذپذیری آن است
پوست بدن علاوه بر اینکه اعضای درونی بدن را می پوشاند، سه وظیفه مهم را برای بدن
انجام می دهد
.

1-جذب اکسیژن

2-دفع سموم

3-عمل تعریق

جذب اکسیژن از طریق پوست ویژگی انسان نیست، بلکه حیوانات و
نباتات هم از این ویژگی برخوردارند، پوست نه فقط جذب اکسیژن بلکه دافع بعضی از سموم
یا مواد زاید شیمیایی موجود در بدن می باشد و با عمل تعریق مواد زاید بدن را خارج
می کند
.

بعضی از لباسها مانع رسیدن اکسیژن به پوست می شوند و تنفس
پوستی کمتری انجام می شود و به میزان لازم رشد طبیعی صورت نمی
گیرد
.

ج-سومین موردی که در ارتباط با جنس لباس مطرح است بازتاب
تشعشعات درونی و بیرونی است، جنس لباس در سلامتی و رفاه و تأمین آسایش و طول عمر
انسان، اثر مستقیم دارد. بدن انسان باتوجه به فعالیت های جسمی حرارت فراوانی را
تولید می کند، اگر لباس بتواند این حرارت و انرژی مازاد بر نیاز بدن را بطور مناسب
دفع کند، مایه سلامتی و رفاه است و اگر نتواند این انرژی را دفع کند به عنوان سم در
بدن باقی می ماند و سلامتی انسان را به خطر می اندازد
.

اگر انسان
مسلمان از پوشیدن بعضی از لباس ها نهی شده یا به پوشیدن بعضی از لباس ها امر شده
است به خاطر حکمتی است که به سلامت جسمی و روحی وی مربوط می شود «قال الصادق(ع): لا
یلبس الرجل الحریر و الدیباج الافی الحرب... ان رسول الله نهاهم عن سبع، منها: لباس
الاستبرق و الحریر و القز و الارجوان» [فروع کافی ج6 ص 534 و وسایل الشیعه ج5 ص82]
و همچنین امام فرمودند: «انه کره ان یلبس القمیص المکفوف بالدیباج و یکره لباس
الحریر و لباس القسی والوشی و یکره لباس المثیره الحمراء فانها مثیره ابلیس» [وسایل
الشیعه ج4 ص371]

3-شکل لباس: شکل پوشاک اثرات بسیار بهداشتی، اجتماعی و اخلاقی در زندگی انسان
دارد. مخصوصاً در زمان ما که پوشاک نماد و سمبل تفکر و اعتقاد پوشنده آن هم می
باشد. باتوجه به اینکه شکل لباس یک عامل مهم فرهنگی به حساب می آید و در زندگی
انسان یک اصل اساسی است این پرسش مطرح می شود که چرا این همه تغییر و تحول در ظاهر
پوشاک انسان بوجود می آید؟

تغییر و تحول در شکل پوشاک به خاطر روحیه بلندپروازی انسان
است چون که انسان استعداد کمال طلبی دارد و به دنبال پوشیدن مدل های جدید لباس است.
اما این روحیه وقتی حالت انفعالی و تقلیدی به خود می گیرد به یک ابزار ویرانگر
تبدیل می شود و انسان را به مدپرستی و تقلید از دیگران سوق می
دهد
.

همانندسازی «تشبه» در فرهنگ یک وسیله برنده در دست فرهنگ
مهاجم است و زمینه از بین رفتن فرهنگ ملی را فراهم می کند. امام صادق(ع) در این
مورد می فرماید
:

«اوحی الله الی نبی من الانبیاء: قل لقومک لاتلبسوا لباس اعدایی و لا تطعموا
مطاعم اعدایی و لا تشاکلوا بما شاکل اعدایی، فتکونوا اعدایی کما هم اعدایی» [وسایل
الشیعه ج15 ص641] و همچنین ایشان روایتی از امام علی(ع) بدین شکل نقل می کند که
«لاتزال هذه الامه بخیر ما لم یلبسوا لباس العجم و یطعموا اطعمه العجم فاذا فعلوا
ذلک ضربهم الله بالذل» ]وسایل الشیعه ج24 ص783]

در این روایت به این نکته تأکید شده است که تقلید و
همانندسازی، زمینه از بین رفتن فرهنگ بومی را فراهم می سازد
.

شکل لباس یک عامل مهم فرهنگی به حساب می آید و یک اصل اساسی
در زندگی بشری به حساب می آید که اگر حالت نامعقول به خود بگیرد اختلال نظام فکری
جامعه، نتیجه آن خواهد شد «اگر ما در جراید و مجلات مصور تغییراتی را که در مدت یک
قرن در لباس اروپا روی داده، ملاحظه کنیم، البته معلوم می شود که افکار اروپاییان
در این مدت زمان تا چه حدود و درجه در معرض تحول و تغییر واقع شده است و در وضع و
شکل آن تا چه اندازه تبدیلات روی سلیقه و مذاق عصری روی داده است برخلاف لباس
عربها» [تاریخ تمدن اسلام و غرب ص 844 ]

در شکل لباس چند نکته را باید درنظر گرفت:

1-برطرف کننده عیوب و پوشاننده سؤآت باشد.

2-ازنظر اقتصادی اسراف و تبذیر به حساب نیاید.

امام صادق(ع) دراین باره می فرماید: «انما السرف ان تجعل ثوب
صونک ثوب بذلتک»] وسایل الشیعه ج5 ص22[ بذله: عبارت از آن چیزی است که از لباس
حفاظت نشود

منبع :
iqna.ir

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب