ساز تنهایی

با علی ای دیده دگر پی دلبر نگرد

ای نفس ار بی او فرو رفته ای برنگرد

ای که به دور کعبه و منکر حیدری

کعبه ولادتگه اوست دور حیدر نگرد

شب قدر است و من قدری ندارم ..

 

پ ن :

- دوستان تو این شبای عزیز خیلی برام دعا کنین ..این زمین بدجور زمین گیرم کرده ..):

- ادامه مطلب در مورد جنگ نرم "شگردهای جنگ نرم "دین سازی ... امنیت مخلصان از وسوسه های شیطان "


امنیت
مخلصان از وسوسه‏هاى شیطانى

شیطان

شیطان با همه امکاناتى که براى اغواگرى
دارد، نسبت به بندگان مخلص الهى قدرت اضلال و اغواگرى ندارد،
همانگونه که
خود نیز به این حقیقت اعتراف دارد: «قالَ فبعزّتک لاغویّنهم اجمعین الاّ عبادک منهم
المخلصین»(1)؛ «مخلصین هم کسانى هستند که پس از آن ‏که خودشان را براى خدا خالص
کردند، خدا هم آنها را براى خود خالص کرد، به طورى ‏که غیر خدا در قلبشان جاى
ندارد. پس در هیچ لحظه‏اى مشغول به غیرخدا نیستند و هیچگاه از غیر خدا اطاعت
نمى‏کنند. و لذا، تسویلات - و فریبکاری - شیطانى یا هواهاى نفسانى و ... کوچک‏ترین
نفوذى در آنها ندارند.»(2)

همانگونه که از آیات استفاده مى‏شود، مصداق بارز
مخلصان انبیاى الهى و اهل‏البیت علیهم‏السلام هستند. قرآن درباره بعضى از پیامبران
بزرگ الهى مى‏فرماید: «واذکر عبادنا ابراهیم و اسحاق و یعقوب اولى الایدی و الابصار
انّا اخلصنا هم بخالصةٍ ذکرى الدار و انّهم عندنا لمن المصطفین الابرار.»(3)

درباره بعضى دیگر (حضرت موسى علیه‏السلام )
مى‏فرماید: «انّه کان مخلصا و کان رسولاً نبیّا.»(4)

محدوده هستى شیطان هرگز مقام شامخ انسان کامل را
در برنمى‏گیرد و به حریم بندگان مخلص راهى ندارد. اگر شیطان بخواهد انسانى را فریب
دهد، از راه اندیشه و افکار، فریب مى‏دهد، اما به مقام فکرى و عملى انسان کامل و
بندگان مخلص راه ندارد تا بتواند آنها را وسوسه کند، بلکه شیطان در وهم و خیال راه
دارد و نه در محدوده عقل محض.

درباره حضرت یوسف علیه‏السلام مى‏فرماید: «انّه
من عبادنا المخلصین»(5) و در مورد اهل‏البیت علیهم‏السلام مى‏فرماید: «انّما یریدُ
اللهُ لیذهب عنکم الرّجس اهل‏البیت و یطهّرکم تطهیرا.»(6)

پس وقتى خداوند اراده تکوینى دارد که آنان از
هرگونه رجس و پلیدى پاک‏ باشند، روشن ‏است ‏که شیطان ‏نمى‏تواند در آنها نفوذ
کند.

چرا شیطان نمى‏تواند مخلصان را
اغوا کند؟

«محدوده هستى شیطان هرگز مقام شامخ انسان کامل را
در برنمى‏گیرد و به حریم بندگان مخلص راهى ندارد. اگر شیطان بخواهد انسانى را فریب
دهد، از راه اندیشه و افکار، فریب مى‏دهد، اما به مقام فکرى و عملى انسان کامل و
بندگان مخلص راه ندارد تا بتواند آنها را وسوسه کند، بلکه شیطان در وهم و خیال راه
دارد و نه در محدوده عقل محض.

در انسان‏هاى دیگر که شیطان رخنه مى‏کند، براى
این است که عقل آنها مشوب(آمیخته و مخلوط) به وهم و خیال است، ولى انسان کامل وهم و
خیال را در برابر عقل کامل خود خاضع کرده است. قواى درونى انسان کامل مأموم قوّه
عاقله است و لذا، شیطان نمى‏تواند در عقل عملى انسان کامل از طریق امید و
محبت و گرایش راه پیدا کند و یا در عقل نظرى او از راه اندیشه و علم راه بیابد؛
زیرا مرحله عالى نفوذ شیطان، وهم و خیال است و از آن بالاتر نمى‏رود.
شیطان از تجرّد تام عقلى برخوردار نیست؛ چنانکه در بخش عملى از محدوده
شهوت و غضب نمى‏گذرد و به مرحله اخلاص، ایثار، تولّى و تبرّى راه نمى‏یابد. شیطان
موجودى است مادى و داراى تجرّد برزخى و مثالى، و راهى به نشانه عقل محض ندارد؛ بله،
او به عالم مثال راه پیدا مى‏کند. پس در مقام انسان کامل راه ندارد؛ زیرا نه مانند
انسان کامل بى‏واسطه، از اسما و حقایق باخبر است و نه مانند فرشتگان باواسطه، خبر
دارد.

مخلصین هم کسانى هستند که پس از آن ‏که خودشان را
براى خدا خالص کردند، خدا هم آنها را براى خود خالص کرد، به طورى ‏که غیر خدا در
قلبشان جاى ندارد. پس در هیچ لحظه‏اى مشغول به غیرخدا نیستند و هیچگاه از غیر خدا
اطاعت نمى‏کنند. و لذا، تسویلات - و فریبکاری - شیطانى یا هواهاى نفسانى و ...
کوچک‏ترین نفوذى در آنها ندارند.

او لایق هیچ ‏یک از این دو مرحله نیست و لذا،
گرفتار دو امر مى‏شود: یکى جهل به مقام انسان کامل و دیگرى استکبار که منشأ این
استکبار هم وهم و خیال است؛ چرا که عقل هرگز انسان را به کبر دعوت نمى‏کند. وهم است
که مقام‏هاى دروغینى را راست مى‏پندارد و انسان را فریب مى‏دهد. و این ‏که گفته شد
شیطان قادر به نفوذ و وسوسه انسان‏هاى کامل نیست، نباید خیال کرد که پس دوست آنهاست
یا نسبت به آنها بى‏اعتناست، بلکه دشمن آنهاست و همواره سعى مى‏کند که اگر
نمى‏تواند مستقیما در خود آنها راه پیدا کند، در خواسته‏ها و برنامه‏ها و در اجراى
طرح‏هاى آنها رخنه کند و نگذارد که خواسته‏هایشان محقّق شود: «و ارسلنا من قبلکَ من
رسولٍ و لا نبىٍ الاّ اذا تمنّى القى الشیطان فی اُمنیّته.»(7) و (8)

پی‌نوشت‌ها:

1- ص، 83 . 

2ـ برگرفته از المیزان، محمدحسین طباطبائى،
پیشین، ج 11، ص 130 و ج 12، ص 165 .

3- ص، 46 .

4- مریم،51 .

5- یوسف، 24.

6- احزاب، 3.

7- حج، 52.

8 ـ عبدالله جوادى آملى، تفسیر موضوعى، قم،
اسراء، ج 6، ص 198، سیره پیامبران در قرآن، با تلخیص.

منبع:

مجله معرفت، ش 62، علی محمد قاسمى
.

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب