ساز تنهایی

صدای دل با صدای رنج خیلی فرق داره... تا حالا به صداهایی که از اطراف به گوش می‏رسه، گوش کردی؟!
توی بهار یا توی هر فصل دیگه به صدای گنجیشک‏ها خوب گوش کن! صداشون مثل آوازه و آوازشون کلی دل‏نشینه. هرکسی یه جوری واسه خودش این صدا رو می‏شنوه و هیچ‏کسی توی دنیا پیدا نمی‏شه که این آواز رو مثل کس دیگه‏ای، به زبون آدما ترجمه کنه... یکی با آواز گنجیشک، با تفنگ بادی دلش رو هدف می‏گیره و یکی هم دل می‏ده به دل این پرنده و تمام فصل‏های بهار زندگی‏اش رو با حسی سرشار از مهر، مرور می کنه. یه نفر از آواز گنجیشک‏ها دلش می‏گیره و حسرت روزهای خوبش رو می‏خوره و یه نفر هم توی قوطی کبریتی زندگی می‏کنه که دور تا دورش رو شلوغی و آلودگی گرفته، و اینجوری اونم در حسرت شنیدن آواز یه گنجیشک، عمرش رو می‏گذرونه.
آواز واسه یکی رنجه و واسه یکی دیگه نغمه‏ی شادی و همه‏ی اینا باعث می‏شه که دل من و تو با هم فرق داشته باشه گر چه می تونه دلامون با هم یکی باشه؛ چون صدای دل، صدای رنج و شادی نیست _ بلکه یه آوازه که تو رو حتی با گنجیشک هم پیوند می‏ده و خوشحال یا ناراحتت می‏کنه.

 

از دل گنجشک، گنجیشک یا به قول بعضیا گنگیشک، تا دل آدم هیچ فاصله‏ای وجود نداره و حتی هیچ فرقی! چون نه به دلِ منه و نه به دلِ تو _ بازم چون _ همه‏اش واسه خداست.

 

                                                                                                   مسافر

از وبhttp://rooberoo.parsiblog.com

[ ۱۳۸٩/۸/٢۱ ] [ ۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب