ساز تنهایی

 

 

اُتاقـکـــِ شکلکــُ تصـآویـر ِهلــــن

وقتی دیدم تو این سایت هایی که عکس های انیمیشنی میذارن یه بخش رو اختصاص دادن به امور مذهبی خوشم اومد و گفتم ازشون استفاده کنم...

 

مدتیه که منو این سه کنجی تنها موندیم اون اونجا کنار گلزار و من اینجا پشت دیوار های اتهام..

گاهی وقتها وقتی از افراد با نام های این چنین یاد  میشه بسیجی و مقام و مسئول و..میرم تو فکر ..من هیچوقت تو خانواده و با ادمهای این طوری رفت و امدی نداشتم و نتونستم داشته باشم ولی وقتی یبینم چه راحت افرادی خودشون رو با مقام گول میزنن حسرت میخورم حسرت بخاطر نبودن تو اون دورانی که شهدا بودن ...

یادمه شنیده بودم که حتی وقتی مقاماتی از شهدا میرفتن دم خونه ادما اونا رو نمیشناختن و اونام اونقدر خضوع داشتن که نخوان خودشون رو رنگ مقامشون کنن ..

چقدر دنیا سخته و چقدر سخت تر مقایسه این تفاوتهاست و..

چقدر دلمب رای این سه کنجی تنگ شده ...دلم میخاست برم و ساعت ها بشینم تو این سه کنجی کنار عکس این دو شهید و ارووم بگیرم...

دلم خیلی گرفته ..شایدم تنگ شده ...برای چی نمیدونم ...فقط میدونم دلم میخاد غروب باشه ..بشینم رو این نیمکت و با ارامش اروم اروم و چیکه چیکه اشک بریزم ..

چرا اینقدر ادمها رنگی شدن؟؟؟هنوز طفل روحم نتونسته این حجمه سخت رو درک کنه..

غروب جمعه هم گذشت  باز هم نیامدی..

تولدی زماه رفت .صفر گذشت و نیامدی..

نشسته در میان حجمه ی سخت رنگها و باز هم نیامدی..

چقدر باید انتظار ..غریبی کشید ..باز هم نیامدی..

کنار پنجره ..سردی هوا و یخ امید و برده گی بی سرو پایان شدست و من خمار..

خمار لحظه ی دیدار شما و زیستن بسادگی نیامدی..

دلم گرفته ازین رنگها که ندارد رنگ خدا و نیامدی...

..

چرا اینقدر دلم گرفته ...

امروز تو یه کتاب میخوندم که نوشته بود جبرییل بعدفوت پیامبر ١٠ بار به زمین میاید که یکی از این ده بار برای بردن ایمان مردم است ...

مغزم هنگ کرد ..گاهی دلم برای کم گنجایشی ذهنم میسوزه..که نمیتونم بعضی ازین صحبت ها رو درک کنم..

التماس دعا

بهشتی باشید

 http://samenalhojaj8.blogfa.com/

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب