ساز تنهایی

چن روز پیش ایمیلی بدستم رسید بر حسب رشتم. که خب قاغدتا مثه ایمیلای دیگه باید ازش میگذشتم ..ولی نشد هر کار کردم نشد..

رفتم تو این فکر که ما به کجا داریم میریم و ما رو کجا دارند میبرند..

ایمیل ازین قرار بود:

در بریتانیا کتابی با صفحات سفید و با عنوان «یک مرد به‌ غیر از س-ک س به چی فکر می‌کند» انتشار یافت و در مدت کوتاهی به رقیب هری پا‌تر تبدیل شد.

یک استاد دانشگاه به نام شریدان سیموو در بریتانیا کتابی منتشر کرده با عنوان «یک مرد به ‌غیر از س-کس به چی فکر می‌کند؟»

http://ecx.images-amazon.com/images/I/415PKsKfEeL._SL500_AA300_.jpg


این کتاب در مدت کوتاهی به یک کتاب پرفروش تبدیل شده و با وجود آن‌که انتظار می‌رود اقبال خوانندگان بریتانیایی به این کتاب چندان نپاید، اما در حال حاضر از نظر فروش با مجموعه داستان‌های هری پا‌تر رقابت می‌کند.
 
مهم‌ترین ویژگی این کتاب این است که صفحات آن سفید است و در واقع به دفترچه یادداشتی در ۲۰۰ صفحه با صفحات سفید می‌ماند. نویسنده به یک معنا نوشتن این کتاب را به خوانندگان‌اش واگذار کرده است.
 
با این حال شریدان سیموو، نویسنده و مبتکر کتاب «یک مرد به ‌غیر از س-کس به چی فکر می‌کند» در گفت‌و‌گو با روزنامه تلگراف ادعا کرد که این کتاب دسترنج یک عمر کار پژوهشی او درباره عادت‌های جنسی مردان و تدریس در این زمینه است.
 

http://ecx.images-amazon.com/images/I/411rAoEHWrL._AA300_.jpg


سیموو در گفت‌و‌گو با تلگراف همچنین ادعا کرد که پس از 39 سال‌ تحقیق و تدریس متوجه شده است مردان در واقع به هیچ چیز جز به س-کس نمی‌اندیشند. او گفت: «این واقعیت آن‌قدر مرا شوکه کرد که تصمیم گرفتم هر جور شده آن را به جهانیان اعلام کنم

شیریدان سیموو به انتشارات آمازون پیشنهاد داده بود که انتشار کتابی با صفحات سفید ولی با عنوان «یک مرد به‌ غیر از س-کس به چی فکر می‌کند» را برای پخش در بین دانشجویان بریتانیایی بپذیرد و آمازون هم از این پیشنهاد استقبال کرد و کتاب را به این شکل و با صفحات سفید منتشر کرد. قیمت این کتاب در سایت آمازون حدود 5 دلار است.
 
به‌زودی این کتاب در بریتانیا و به‌ویژه در دانشگاه‌های این کشور و در نزد دانشجویان پرآوازه شد و اکنون تا آن حد با اقبال خوانندگان بریتانیایی مواجه است که ظاهراً با رمان‌های پرفروش هری پا‌تر رقابت می‌کند.
 
شریدان سیموو از این موفقیت دور از انتظار شگفت‌زده شده است. او در این باره به تلگراف گفت: «اصلاً انتظار چنین موفقیتی را نداشتم و الان واقعاً ذوق‌زده هستم و به هیجان آمده ام.»
 

:بعد از خوندن این ایمیل فکرم خیلی مشغول شد مدتیه تصمیم گرفتم خودم رو بسنجم..برا همین رفتم رو ترازوی فکری ...تو این دوسالی که وبلاگ نویسی میکنم و خب زمینه موفقی در این حوزه داشتم و بعد از کار در زمینه مشاوره نتی و ...
یه دفعه یاد پست چن وقته قبلم افتاده بودم که در مورد ازدواج نوشته بودم و انتقاداتی رو در موردش داشتم ...
الان و در جایگاه فعلیم اون نوشته رو خیلی کوتاه فکرانه و دستمایه هیجانات اون زمان میدونم ولی از جهت دیگه وقتی فکر میکنم بعد از این دو سال با اینکه سعی میکردم در حوزه کاریم چارچوب و عقایدم رو لحاظ کنم با این حال دقیقا من هم به عنوان یه دختر در جامعه دانشگاهی و زندگی عمومی همین نظرات رو پیدا کردم..و این موضوع نه تنها من بلکه بسیاری از دختر ها رو به همین فکر وا داشته که آقایون غیر ازامور جنسی.اندام.و امور شهوانی به امر دیگری فکر نمیکنن و این دقیقا در جامعه فعلی حتی در اقایون به خودباوری رسیده و اینگونه هستن .
داشتم به این فکر میکردم که این قضیه از کجا نشئت میگیره ....آیا از اونجایی شروع نشد که ما چار چوب و تعهدی برای خودمون قائل نشدیم ...از اونجایی که تمام عقاید و رفتار های شخصیمون رو از خانواده و مدرسه به ارث بردیم و با تکیه بر اونها و اینکه فکر کردیم بهترین تغذیه رو از این دو مکان میگیرم ..قدرت فکر  و اختیار رو از خودمون گرفتیم ؟؟؟
و  بجای اکتساب افکار درست در زمان خودش و مکانی درست خودمون رو رها کردیم ...و بعد در دوران جوونیمون که حالاست بفکر افتادیم که اونها رو کسب کنیم و چون رهایی فکر و عقیده رو سر لوحه قرار دادیم قدرت فکر و تصمیم رو دادیم به رسانه هایی که ساخته افرادی است که با فکر های چندین ساله و نقشه های انحرافی میخوان رو فکر ما تاثیر بذارند؟؟؟؟
و ما چون همیشه تغذیه فکریمون از افراد نزدیک بوده و کسانی که میدیدیمشون رسانه رو محیطی بزرگ میپندرایم که مراقبی نداریم در حالیکه بزرگترین و قوی ترین فکر ها برای ماو از اینجا ما را هدایت میکنند..
حالا کسانی مثه ما که خیلی ادعای ادمیت و قدرت فکر داریم ...کجای این معادله شکل گرفته ایم؟؟؟
اول جنس زن رو در حد کالا اوردن پایین ...یکی از پست ترین کالاهایی که مردها در هر جا و هرزمان. بنا به خواسته خود بنا به قدرت و فکر مردانشون و جنس و جسمشون میتونن از اون استفاده کنن ...
بعد اونقدر این بی ارزشی رو ارزش شمردن که ما به این باور رسیدیم که ما کالای دست مرداییم ...تاجایی که ارتباط با یه مرد با یه جنس مخالف شد تمام آمال و ارزو های یه دختر ."حتی دخترای مذهبی ما متاسفانه"..تا جایی که محیط های دانشگاهی ما و اموزشی و کاری و در نهایت خیابون های ما تبدیل شد به شکارگاه و زن و این موجود لطیف با حیا که حیا جزیی از وجودش بحساب میاد تبدیل شد به شکار چی شکار چی کسی که تا حالا خودش شکار اون بوده ...."تبدیل ارزش ها به بی ارزشی ها"
در واقع زن شد طعمه شکار خودش ....و شکار هم طعمه طعمه...
واقعا به کجا داریم میریم ؟؟؟؟کجای این معادله منفعت ..؟؟!!
چه برای زن چه برای مرد؟؟؟
یعنی واقعا مردای ما از حیوون پست ترن؟؟؟؟
آیا اگر مردای ما رو خودشون ،عقایدشون و خواسته ها. بینششون بیشتر از هوس و شهوت رانی شون کار میکردن ...باز پر فروش ترین کتاب سال نشانه گر بی تعهدی و بی انگیزگی شون نسبت به خودشون وز ندگیشون و اهمیت به شهوتشون میشد؟؟؟بازم عقاید القا شده در مورد انتخاب شون ...در مورد دوستیشون در مورد رفتارشون در مورد وجودشون و....تحت تاثیر این یه مورد قرار میگرفت؟؟؟
نمیدونم ....واژه ها ناخواسته و بهم ریخته از ذهنم میگذره ...نمیتونم بین این گرداب جایی رو بدرستی تشخیص بدم ...
وقتی میبینم به آدم و بینش ادمی توهین میشه و همچی رو در حوزه جنسیت و تفکیک جنسی و تفاوت های جنسی با تحریف غیر احکام اسلامی  تقسیم میکنن..."یا افراطی یا تفریطی".وقتی میبینم دو تا ادم نمیتونن لحظه ای بنا به ادمیتشون با هم حرف بزنن ....
دنیا و ارمان ها و روحم میسوزه ...
میترسم هیچی از ادمیت ادم ها باقی نمونه....
دیشب از منبعی شنیدم که از حوادث اخر الزمان حدود ٢٠٠٠علامت بوده که تنها۵ تاش مونده تحقق پیدا کنه....امیدوارم زودتر مولام بیان ...

[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٤:٤٦ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب