ساز تنهایی

 

سلام بابایی روزت مبارک..بابا چقدر دلم میخاست بیام امروز سر مزارت.....بابا  مرسی بابت امتحانا راسی بابا نکنه ازم ناراحتین که نتونسم بیام الان یه ماه بیشتر شده بابا دله من کوچیکه ها...بابایی من یاد گرفتم که عکستونر و اپلود کنم اپ بعدی  یا اولین اپ وب جدیدم اگه بزنم مربوط به شهادت شماست و عمو مجید ....بابا حمیدم اگه من واقعا دخترت بودم تازه وجه مشترکمون میشد اسمامون راستی بابایی دیدی چه جوابی خدا گذاشت تو دستم تا بدم به این استاد جلالی که در مورد حجاب اینجوری میگفت؟؟؟؟ولی میترسم بندازتم..ولی هرچی تو دلم بود رو تو کلاسش هرچی گفت و سکوت کردم رو خالی کردم رو برگه.....بابایی مرسی که این جراتو بهم دادین...بابا حمیدم....روزت مبارک.....بابا دیگه نیمخای بیای پیشم؟؟؟یا من بیام پیشت؟؟؟؟؟بابا دلم خیلی واست تنگ شده....

بابا حالم خیلی خرابه ..دیدی چه شعری  در مورد روزگار نیمخورده گفتم...خودم حظ کردم...ولی بابای واقعا تو بعضی چیزا ی دیا و جوونی گیر کردم....تورو خدا برام دعا..کن....بابا دوست دارم ...روزت مبارک بابا حمید عزیزمممممممممم

راستی بابایی امروز داداش حسین یه مطلب نوشته بودن ..که سخت رفتم تو فکر که اگه پسر داشتین و اینجور فکر میکرد من چکار میکردم....؟؟؟

بابایی تنهام نذارینااااااااااااااا

http://i25.tinypic.com/jv1z6p.jpg

دوست دارم خیلی....

 

[ ۱۳۸٩/٤/٢٢ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب