ساز تنهایی

 

 

 

دفتر کوچک نقاشی من!

داخل هر برگت

/ طرح یک موج کشیدم با رنگ

گفته بودم شاید

/ بتوانم دریا را بکشم

آه افسوس نشد

دفتر کوچک نقاشی من

برگهای تو کم است

/ موج اما بسیار

خوش به حال شهدا

که زمین دفتر نقاشی آنها شده است

/ می توانند هزاران دریا

/ داخل دفترشان رسم کنند

پ ن: خدایی دلنشین تر و قشنگ تر از این نقاشی تصویر بالا ه بصورت ملموس میتونین ببینین کجا دیدین؟؟؟؟!!

ظهور میکنی آخر ، شود دلم پرچم

برای بیرق عشقت ، تو افتخار منی

ظهور میکنی آخر علم المصبوب

ولیّ شیعه مغموم ، امید چاه منی

ظهور میکنی آخر حافظ الاسرار

برای لحظه آخر ، یقین نجات منی

ظهور میکنی آخر که شعر آخر شد

اگر گدا شده « میعاد » ، ندیده شاه منی . . .


نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان

یکی از مسائل مهم اجتماعی در حوزه امور زنان، امر آموزش و تحصیلات است و از فروعات مهم مسئله، پرداختن به این حقیقت است که آیا بین زنان و مردان در اصل محتوی و نحوه آموزش های علمی، دینی و غیره باید تفاوتی قائل شد یا خیر؟

بررسی ابعاد این سؤال مستلزم بررسی و تحقیق، پیرامون محورهای زیر است:

آیا درک زن و مرد نسبت به معارف مختلف، متفاوت است یا خیر و اگر تفاوتی وجود دارد، این تفاوت معلول چه عامل یا عواملی بوده و در چه ناحیه ای است؟

آیا ثمرات و فواید تحصیل علوم و معارف، برای زن و مرد یکی است؟

آیا جامعه از ثمرات و فواید تحصیل علوم و معارف زنان و مردان، به طور یکسان بهره می برد؟

بیشتر کشورهای مطرح امروز دنیا، در سطح سیاست گذاری های کلان آموزشی، بین زن و مرد تفاوتی قائل نمی شوند و برنامه ریزی های واحدی را ارائه می دهند، البته موارد استثنایی نیز در تاریخ وجود داشته است، مثلاً: «در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ دیدگاه های تأکید کننده بر تفاوت برنامه های آموزشی دختران و پسران در مباحث آموزش و پرورش بر دلائل زیست شناسی استوار بود و نتیجه بعضی از پژوهش ها نشان می داد که برنامه های آموزشی با توجه به این تفاوت ها، باید متفاوت باشند، چنانچه بعضی از غربیان در اوایل قرن ۱۹ و ۲۰ به پسران، باغبانی و نجاری می آموختند و به دختران، آشپزی، خیاطی و مهارت های خانه داری و .. .» بنابراین در آن دسته از آموزش های عمومی و پایه های نظری و علمی که منجر به ایجاد مهارت در زمینه خواندن، نوشتن، حساب کردن و آشنایی مقدماتی با مبانی علوم می شود همسانی نسبی آموزش، بین پسران و دختران مشاهده گردد. (البته در مواردی نیز استثنائاتی وجود دارد). در سطوح عالی تحصیلات نیز کمابیش امر به همین منوال است. اگر چه موارد استثناء بیشتری در مقایسه با سطوح پیشین مطرح است، ولی این همسانی چنانچه اشاره شد فقط مربوط به سیاست گذاری های کلان آموزشی است، آن هم در کشورهای پیشرفته دنیا و در دهه های اخیر، اما علیرغم همه این مطالب آن چه که مربوط به متن جامعه و واقعیت های حیات اجتماعی است این است که تضییع حق زنان در زمینه تعلیم و آموزش نیز مانند بسیاری از زمینه های دیگر در طول تاریخ در بسیاری از کشورها رواج داشته است، البته جریان های مختلف دفاع از حقوق زن نیز اعم از جریانات دینی یا الحادی، همه خود را مدافع و طرفدار سر سخت علم آموزی زنان معرفی می کنند ولیکن شیوه بعضی از این جریانات به گونه ای است که نتیجه آن به ضرر خود زنان تمام می شود.

مقام علمی و تحصیل زنان در اسلام

یکی از روشن ترین مواضع اسلام، جانب داری اصولی از علم آموزی، توسعه آموزشی و گسترش دانش افزایی در بین زنان است. با یک نگاه کلی به نظام معارف الهی اسلام، به خوبی در می یابیم که جانب داری ها و دفاعیات اسلام از تحصیلات و آموزش زنان در مقایسه با سایر مکاتب فکری، فلسفی و دینی جهان بی نظیر است. «در دین اسلام اگر چه تفاوتهایی بین حقوق و تکالیف زن و مرد دیده می شود، اما هرگز این تفاوتها، جایگاه انسانی زن را از مرد پایین تر نمی آورد و هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام، مساوات انسانی را بین زن و مرد رعایت کرده است».

از آنجا که حق آموزش و تحصیل، از حقوق طبیعی و فطری انسانی محسوب شده و هیچ ارتباطی با زنانگی و مردانگی ندارد، اسلام نیز با نگرش متین و متقن برای حق تحصیل و آموزش زن و مرد ارزش بسیار ویژه ای قائل شده است.

البته مراد از حق یکسان در تعلیم و آموزش، این نیست که حتماً نوع تعلیم آموزش و اهداف آن نیز در همه موارد باید برای زن و مرد یکسان باشد.

اسلام در ارزش گذاری نامحدود برای تحصیل علم، شاخصه هایی را عنوان می نماید که نظیر آن در استحکام و ژرف نگری در هیچ مکتبی یافت نمی شود، زیرا قید زمان را با شعار «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» از تحصیل علم برداشته و محدودیت مکانی را با قید «ولو بالصین» مضمحل نموده است و محدودیت سرچشمه اخذ دانش را با روایت شریف«اطلبوا العم ولو عند مشرک» از بین برده و قید جنسیت را با تعبیر «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» از میان برداشته است.

البته در بعضی از روایات، لفظ «مسلمه» نیست ولی قرائن لفظی و معنوی شهادت می دهند که مسلم، اسم جنس بوده و شامل مرد و زن می شود.

از طرف دیگر زندگی زنانی که هم چون ستاره در آسمان مکتب اسلام درخشیده و راه را نشان می دهند، گواه صادقی بر این معنی است که نه تنها نفس تحصیل علم و تعلم برای زنان، بلکه تعلیم و آموزش آنان از امور بسیار مؤکد و شریف محسوب می شده است. «به شهادت تاریخ، یکسال از مدت اقامت حضرت علی (ع) و خانواده اش در کوفه می گذشت که گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار کوفه به محضر ایشان پیغام فرستادند که ما شنیده ایم حضرت زینب(س) نیز مانند مادر بزرگوار خود، حضرت فاطمه (س) دارای قدرت، علم و دانش فراوانی است و اگر اجازه بدهید برای بهره برداری از خرمن دانش او به حضورش برسیم. علی (ع) نیز با این درخواست موافقت فرمود و زنان کوفه در محفل درس و تفسیر قرآن حضرت زینب (س) شرکت جستند».

مرحوم علامه امینی، روایت مفصلی از حضرت فاطمه (س) نقل می کند، مبنی بر این که زنی از زنان مدینه، بر درب خانه ایشان آمده و پشت درب ایستاده و سؤالات اعتقادی و دینی خود را مطرح کرده است. و فاطمه (علیها السلام) مدت طویلی بر روی پاهای مبارک ایستاده و با صبری جمیل ور ویی گشاده به سؤالات او پاسخ می فرمودند و لکن کار به جایی رسید که دیگر زن از سؤال کردن مجدد شرمنده شد، ولی وجود مبارک حضرت فاطمه (س) برای آنکه زن احساس شرم و حیا نکند برای او حدیث مفصلی را نقل فرمود و در آن از نعمت ها، بهجت ها، خیرات و برکاتی که بر بیان معارف الهیه و تعلیم علم مترتب می شود، خبرهای شگفت آوری را بازگو فرمود.

در بعضی از روایات اسلامی نیز، برتری علمی بعضی از زنان نسبت به مردان خاطرنشان شده است: «… فرّب إمره أفقه من رجلٍ…» … چه بسا زنی که از مردی فقیه تر است….

حتی درباره دوران ظهور حضرت مهدی (ع) روایاتی است که از منتهای قدرت علمی، توانایی و غلبه عقلی زنان سخن گفته و به مبرز بودن زنان در عرصه فقاهت و دین شناسی در آن دوران شهادت می دهند، چنانچه امام باقر (ع) می فرمایند: «و تؤتون الحکمه فی زمانه، حتی ان المره لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنه رسول الله …» در زمان حضرت مهدی (عج) حکمت به قلوب مردم روی می آورد، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) قضاوت می کنند. در دیدگاه اسلام از آنجا که زنان علاوه بر این که خود در عالم هستی و حیات اجتماعی جایگاهی استقلالی دارند، در مقام تربیت مردان نیز می باشند، لذا برای فراهم کردن زمینه نظری و عملی پیشرفت های علمی و تعالی عقلی ایشان، اهمیت ویژه ای قائل شده است. به تعبیر اسلام شناس بزرگ قرن، امام خمینی (ره): «اسلام می خواهد زن و مرد رشد داشته باشند … اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ چنین سابقه ای ندارد … زن یک انسان بزرگ است و مربی جامعه است. … او مظهر تحقق آمال بشر است».

بنابراین طبیعی است که باید به تعلیم و تربیت مربی اهتمام بیشتری ورزید، تا بنیاد تربیت آحاد جامعه راسخ تر گردد و اگر علم آموزی زنان در نظرگاه دین، با اهمیت تر از علم آموزی مردان نباشد، کمتر از آنها نیست. با یک نگاه کلی به مجموعه معارف اسلامی می توان دریافت که جانب داری های گسترده دین اسلام از علم آموزی زنان، حتی ماورای جانب داری های قانونی و حقوق اسلام از این امر است. زیر ا یکی از علائم و مشخصات اصلی مذهب تشیع، اکرام به زنان و نیک رفتاری با ایشان می باشد.

«من شرائط الإمامیه، الیقین و أداء الأمانه إلی البر و الفاجر و الإحسان إلی النساء…»

برای هر کس که رشحه ای از بحر تفقه در دین نصیب برده باشد، این مطلب عیان تر از آفتاب است که از مهمترین مصادیق إکرام و احسان به زن، این است که زمینه دریافت بزرگترین تحیت و کرامت یعنی علم را برایش فراهم نماید.

 

پ ن: در پست های بعدی اگه خدا بخواد به ادامه این مبحث میپردازم...

[ ۱۳٩٠/٢/۱ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ ستوده ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

من برای ساختن خویشتن می روم... برای شکافتن صخره های بیگانگی من به خود باز می گردم سفرم را از خویشتن خویش آغاز می کنم و در جان دوباره ام به پایان می برم من برای ساختن خویشتن می روم... من به نهایت انسان می اندیشم سفرم را آغاز می کنم در کوله بارم هزار آرزو گذاشته ام هزار آرزوی یک انسان انسانی که خویش را می جوید من به خویشتن خویش باز خواهم گشت....
موضوعات وب