معرفت

میدانی دنیا چیست؟؟؟

یک گودال عمیق از نرسیدن ها که تنها روزنه روشنایی اش را تو با دستان و اختیار خودت پر میکنی ...

کمی اندیشه کن ....

اینجا شدن معنا میابد ....حالا میبینی تمام آن اختیاری که عمری بدنبالش بودی و شاید روزهایی سر درگم نداشتنش را پیدا میکنی ....

تنها جبر دنیا بودن است ....چون جبری که انسان بر نسل خود روا میدارد ... می خواهد بشود و میشود ...

اما باقی آنچه در اندیشه ی تو نمیگنجد و در تغافل میمانی شدن هست ...

باید بخواهی تا بشود ....

و حال آن که چون این را فهمیدی ...میبینی چقدر ضعیفی برای این خواستن تا بشود ...

حالا که ذهنت و وجودت آنقدر رشد کرده که این را بفهمی ....

از ضعف خود خسته میشوی ، کم می آوری.دنبال کسی میگردی تا با قدرت تر از تو باشد و در این شدن دستت را بگیرد و توانایت کند .....

این معنای صبغه الله است .....

میبینی به همین راحتی ..... همه از چیز از خود تو شروع میشود و بتو ختم میشود ..

کوتاه گفتم تا ذهنت را گره نزده باشم ...

ولی بدان جبر و اختیار تنها تویی که در میان ذهنت گره خورده ای ...

در گیر خودت شده ای ...آنقدر این کلاف را بهم پیچیده ای که دیگه پیدا کردن سر نخ برایت مشکل شده وگرنه کلاف نخ با پیدا شدن سرش براحتی باز خواهد شد...

پس خودت را بشناس ...

/ 2 نظر / 21 بازدید
ب.ع

سلام من دقیقت اینجوری ام:دنبال کسی میگردم تا با قدرت تر از من باشد و در این شدن دستم را بگیرد و توانایم کند ..... دست دعای من خالیست جواب مث اینکه نمی دهد شاید شاید با دست او پر برگردد مامانمو دعا کنید یاعلی

غریبه منتظر

درآتش باید خفت این روزها خلف وعده ها شده نمک نان ما،اين روزهاآسمان ديگرپياده روي دلمان را خيس نمي كند،شايداين سنگفرش از آتش نفس ميسوزد وباران را همينطور........... درچشم ببيني وبگويي ولي درسايه چيزي جز انكار نيست. خستگي از آن ما نيست وبايدگذر كرد برحوادث ساختگي خودمان دروغي است بزرگ كه هميشه برگردن سرنوشت مي اندازيم. سرنوشت چيزي نيست جز خود خودت............ يا فاطمه زهرا سلام الله عليها يا صاحب الزمان ادركني ياصاحب الزمان اغثني غريبه وهمچنان منتظر