یادت، بی بهانه می‌آید. اصل‍‌اً، حساب و کتاب ندارد. اصول‍‌اً دل‌تنگی حساب و کتاب
ندارد، خصوص‍‌اً اگر دل‌ت، هوای بهشتِ مشهد بزند به سرش و گوشه‌ی صحن قدس و بوی اشک
و بوی تو...

...اقا دارم میرم حرم برادرتون..

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهرو

راستی اینو یادم فت اگه دوس داشتی پسورد خصوصی رو به مانیز بدهید خانمی ... خیلی وقته ندیدمت ... همین .

دوست

سلام دوست جون داری میری شیراز؟[سوال] اگه میری خوش بحالت منم دلم زیارت میخواد[گریه] برا منم دعا کن قربانت - یا علی[گل][گل][گل]

یرزقون

پرسش و پاسخ های منتشر نشده از رهبر معظم انقلاب در وبلاگ یرزقون *************************************************** سئوالاتی صریح، بی پرده و مودبانه از ایشان در مورد وضع آشفته قوه قضائیه، رنگ تیره حجاب، اختیارات بدون مرز ولی فقیه، علت دستبوسی، اسلامی شدن دانشگاه ها، برخورد با منتظری، فساد اداری و غیره و غیره برای اولین بار در "وبلاگ یرزقون" ********************** http://yorzaqoon.blogfa.com/

سجاد شاكريــــ

سلام و نور " یا علی ؛ صراط مستقیم یا کوچه بن بست؟! " نسل جديد پست هاي " وقتي كه او نيست " از راه رسيدند همراهيتان مغتنم است براي ما [گل]

سجاد شاکریــــ

سلام و نور شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد " این قرن، قرن اسلام است این قرن، قرن معنویت است اسلام، عقلانیت را و معنویت را و عدالت را با یکدیگر به ملتها هدیه میدهد . . ." بیانات پدرمان خواندنی تر از همیشه شده است با " قرن اسلام " بروزم یا حق[گل]

یاسین

سلام عید شما مبارک بعد از کلنجار های خیلی زیاد خانه ی مجازی ام راامروز ساختم برای بیان دلنوشته ها و آموخته هایم... صمیمانه برای بازدید و نظرات شما بزرگوار قبل از اجازه لینکتان کردم موید باشید یا علی مدد[گل][گل][گل]

سجاد شاكريــــ

سلام و نور وجود استكبار به خود لرزيد با " دخالت حماسه افرين " بروزم شما هم دعوتيد[گل]

یاسین

سلام دوستم چرا بدت میاد؟ یعنی نمیای بهم سر بزنی؟[گریه]

ستوده در پاسخ به رهرو

سلام علیکم ...اولا اینکه پست خودت خنده داره باور کن اگه اون پست رو گذاشته بودم یکی زا جنجالی ترین پست های ساز تنهایی میشد و کمک به بهتر شدن بسیج میکرد ..شاید نذاشتمش که بعضی جملاتش رو میذارم ولی خنده نداشت ...دوما نه همچین کنجکاو نبودم خونتون رو ببینم ...اینو جدی میگم ...کلا از دیدن مادری اینا خوشحال بودم ...تازه بعد که رفتی بخاطر حرفامون بابا انقاد کرد بهم نباید تو ماشین میحرفیدیم در مورد بسیج ....من تو خونه سیاستی دارم که اجازه رفتن به این جور جاها رو دارم دیگه..اره بابای منم یکی مثه تورو دوس داره ارووم با وقار متین ..ولی خب همینه که هست دیروزم حس کردم کمی گرفته شدی سعی کن اردو های بعدی با من نباشی[لبخند] در مورد اون نکته ...والا کرم از خوود درخته ....حالا درخته درست نشد من چجوری به کرما بگم که نرن سراغش ولی خب بهش میگم تونستی شماره اینا که گفتی بده بهم ... بعدشم دوستم ما کلا لو رفته بودیم خودت خبر نداشتی اگه اینا مردن که ....[نیشخند]"بقیشو خودت میدونی " اینم جوابت ...[پلک] خصوصی نذار دیگه [نیشخند]