دل گرفت نوشت !

اسلام امریکایی و جهان
اسلام

در اوج هنگامه طرح اصلاحات حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی(سابق) به رهبری
گورباچف که از ناحیه بلوک نیرومند کمونیستی آن روز جهان به منزله گامی مستحکم در حل
مشکلات و تثبیت وضعیت کمونیستها تلقی می‌شد، فقط یک نفر بود که از وقوع حتمی حقیقتی
سخن گفت که از دید همگان و حتی نخبه‌ترین تحلیلگران مسائل بین‌المللی نیز کاملاً
پنهان مانده بود. شنیدن صدای شکستن استخوانهای کمونیسم و آغاز فروپاشی آن و سپردن
تومار نظام پرادعا و گستردة عقیدتی سیاسی کمونیسم به موزة تاریخ را، ماهها پیش از
آنکه نخستین آثار عملی فروپاشیدن یکی از دو قطب بزرگ جهان آشکار شود، جهانیان
ناباورانه از زبان امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران در نامة معروف وی به
صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی شنیدند. چندی نگذشت که جهان شاهد وقوع پیش‌بینی
شگفت‌انگیز امام خمینی بود. این تحلیل و دریافت شگفت از پدیده‌های پیچیده و پنهان
سیاسی و اجتماعی جهان از سوی امام خمینی منحصر به همین واقعه نبود.

او پیش از این در شرایطی که رهبران اروپا و امریکا با اطمینان از ثبات رژیم
پهلوی در ایران، این کشور را جزیره ثبات و آرامش غرب در خاورمیانة متلاطم
می‌خواندند و با آرامش خیال عظیم‌ترین طرحهای استراتژیک سیستمهای حمله و دفاع موشکی
و مخابراتی و استراق سمع را در ایران به عنوان پایگاه مطمئن خویش پیاده می‌کردند،
امام خمینی با قاطعیتی شگفت‌‌آور از پیروزی قریب‌الوقوع نهضت اسلامی مردم ایران و
سرنگونی حتمی رژیم شاه و شکست امریکا و غرب در حمایت از وی بارها سخن گفت؛ هر چند
که پیش‌بینی‌ها و وعده‌های امام خمینی در آن زمان جز از ناحیة پیروان وی، جدی گرفته
نشد اما انقلاب اسلامی، آنگونه که امام خمینی وعدة آنرا داده بود پیروز شد و تومار
شاه و شاهنشاهی از ایران برچیده شد.

وقتی که صدام با اتکا به پشتیبانی گستردة هر دو بلوک غرب و شرق به ایران حمله
کرد؛ امام خمینی از ناکامی و شکست حتمی صدام و حامیانش سخن گفت. ایران در زمان حمله
حزب بعث در حال تأسیس اولین نهادهای نظام سیاسی خویش بود و بازسازی ارتش روزهای
نخست خویش را می‌گذرانید و نظام جمهوری اسلامی فاقد یک سیستم دفاعی مقتدر و مجهز
بود. با محاسبات ظاهری و واقعیتها و وضعیت نیروها و تجهیزات نظامی ایران در آن روز،
‌شکست ایران و پیروزی صدام قطعی می‌نمود اما اینبار نیز امام خمینی با آن نگاه
عارفانه‌ای که از بینش و نظام خاص معرفتی خویش در تحلیل شرایط ایران و نظام حاکم بر
جهان می‌نگریست،‌ از پیروزی ملت ایران در دفاع مشروع خویش و درماندگی و شکست قطعی
جنگ‌افروزان سخن گفت. هشت سال بعد وقتی که با تصمیم امام خمینی پایان جنگ اعلام شد،
صدام و حامیان وی نه تنها به هیچیک از هدفهای خویش نرسیدند بلکه موجودیت و موقعیت
آنان بر اثر مقاومت و روشنگریها و اقتداری که جمهوری اسلامی در دوران دفاع هشت ساله
خویش کسب کرده بود شدیداً به مخاطره افتاد. در اینجا نیز پیش‌بینی و تحلیل درست و
واقع‌بینانة امام خمینی که از رئالیسم هوشمندانة آن عارف واصل نشأت می‌گرفت به تحقق
پیوست.

بازگویی مواردی که امام خمینی قبل از بروز نشانه‌های عینی و خارجی وقایع سیاسی و
اجتماعی به تحلیل و پیش‌بینی آنها پرداخته است نیازمند کتابی مفصل با ذکر مستندات و
شواهد می‌باشد. اما اشاره به یک مورد بارز دیگر در تأمین هدف این مقاله خالی از لطف
نیست.

امام خمینی چندی قبل از پایان جنگ تحمیلی و در شرایطی که رهبران کشورهای عربی
حاشیه خلیج‌فارس در اتحادی بی‌مانند به حمایت گسترده مالی و سیاسی از صدام برخاسته
بودند با صراحت تمام نسبت به حمله آینده صدام به این کشورها و به آتش کشیدن منطقه
هشدار داد. شیخ‌نشینهای خلیج‌فارس این هشدار را جدی نگرفتند اما دیری نپایید که
صدام به خاک دو متحد خویش حمله کرد و چاههای نفت منطقه را به آتش کشید، آتشی که هر
چند خود در آن سوخت اما آثار شوم آن به حضور نیروهای نظامی امریکا در منطقه منتهی
گردید.

اکنون و با توجه به نمونه‌های یاد شده، زمان آن فرا رسیده است تا پیروان امام
خمینی در همه گروهها و جناحهای سیاسی کشور که بارها تحقق پیش‌‌بینی‌های او را شاهد
بوده‌اند و درستی تحلیلها و مواضع او را در عمل تجربه و لمس کرده‌اند توجه خویش را
به یکی از مهمترین دغدغه‌های امام خمینی که بخصوص در دو سال آخر عمر ایشان بارها
نسبت به آن هشدار داده شده است به طور جدی و همه‌جانبه معطوف نمایند.

مسأله پیدایش قرائت و جریانی انحرافی از اسلام به نام اسلام امریکایی موضوعی بود
که در پیامهای اواخر عمر امام خمینی با حساسیت فراوان مورد تبیین و بازگویی و هشدار
قرار گرفته است. متأسفانه در این مورد نیز همانند دیگر هشدارها و پیش‌بینهای آن مرد
الهی، آنگونه که می‌بایست، این موضوع مورد توجه واقع نگردید و در داخل کشور عمدتاً
مسأله تقابل اسلام ناب و اسلام امریکایی به حدّ نزاعهای سیاسی جناحها فرو کاسته شد.
در حالی که در ادبیات امام خمینی مسأله رویارویی همه‌جانبه امریکا و غرب در قالب
تقابل اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی(ص) به مثابة مرکز ثقل رویارویی گستردة
فرهنگی و سیاسی آیندة جهان اسلام با امریکا و غرب مطرح بود.

امام خمینی با استناد به تأثیر واقعی ابعاد روشنگریهای فزایندة انقلاب اسلامی و
گسترش توجه جوامع اسلامی به پیامهای شورانگیز و بیدارگرانه انقلاب که خود برخاسته
از احیای روح‌ واقعی اسلام و شعائر دینی و فرهنگ قرآن و سنت پیامبر اکرم(ص) و نتیجه
زدودن غبارهای تحریف از چهره نورانی و تحول آفرین اسلام بود بر این نکته وقوف
عارفانه داشت که امریکا و غرب برای مهار امواج بیداری اسلامی چاره‌ای جز پناه بردن
به استراتژی تحریف جنبه‌های حیات آفرین اسلام و خنثی‌کردن اندیشه سیاسی اسلام
ندارد. هشدار امام خمینی نسبت به گفتمانی بود که امریکا از رهگذر ترویج آن با
استفاده از سلطة رسانه‌ای و تبلیغاتی خویش به جنگ اندیشه‌های مترقی و اجتماعی اسلام
ناب برخواهد خاست. اکنون همانگونه که آن پیر دریادل ترسیم کرده بود شاهد هنگامه‌ای
از تلاش بلندگوها و عوامل پیدا و پنهان امریکا و غرب در جهان اسلام هستیم که با
انواع شعارها و روشها به مخدوش نمودن چهره اسلام راستین مشغولند. مدافعان سینه‌چاک
سکولاریسم و لیبرالیسم غربی با نام روشنفکر و دموکراسی‌خواه ـ البته به سبک
امریکایی! ـ در همان میدانی به نفع حریف بازی می‌کنند که متحجران و سلفی‌گرایان و
طالبانیها. و آنچه که در این میان مورد هجوم هر دو گروه با انواع نامها و شعارها و
روشها قرار می‌گیرد همان اندیشه منطقی، مترقی و انقلابی‌ای است که در ایران به
انقلاب اسلامی انجامید و در جهان معاصر موج بازیابی هویت اسلامی و بیداری مسلمین را
پدید آورد.

اگر اندکی از حجاب رخدادهای روزمره و مسائل داخلی فاصله بگیریم و به واقعیتهایی
که هم‌اکنون در سراسر عالم در مجموعة جوامع اسلامی و در میدان تقابل فرهنگی و سیاسی
امریکا و غرب با جهان اسلام می‌گذرد نظر افکنیم عمق تضاد گفتمانی مذکور را مشاهده
خواهیم کرد. اکنون، مسائل فلسطین، عراق، افغانستان، مصر، ترکیه، جمهوری اسلامی
ایران، سوریه، لبنان، اردن، پاکستان و کشمیر و یکایک التهاباتی که در متن کشورها و
جوامع اسلامی در جریان می‌باشند همگی در همین مصاف قابل تبیین و تفسیرند.

متأسفانه باید اعتراف کنیم که پیشگامان انقلاب اسلامی در ایران به موازات
اشتغالشان در مسائل داخلی و حکومت، از کانون نظریه‌پردازی و توجه به تبیینهای
تئوریک و تحلیلهای واقع‌بینانه از مسائل جهان معاصر و جهان اسلام فاصله گرفته‌اند و
در حال حاضر جمع و کانونی نداریم که فراتر از مسائل روزمره به مباحث اساسی‌تری که
نقش، جایگاه و موقعیت جهان اسلام و پدیده‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی آن را که
بدون تردید بر جایگاه و موقعیت ایران و انقلاب اسلامی تأثیر مداوم و متقابل دارند
بپردازند. ارتباط فرهنگی و سیاسی ما با جهان خارج و جهان اسلام عمدتاً جنبه اداری و
روزمره بخود گرفته است. و این در حالیست که ماهیت انقلاب اسلامی ایران و نظام
جمهوری اسلامی بر شالودة طرحی نو از نگاه فرهنگی عام و جهانی و سیاستی فراگیر
پی‌ریزی شده است. هجوم بی‌وقفه انواع تحلیلهای وارداتی و ماهواره‌ای و اینترنتی،
نسل جوانمان را به شدت نشانه رفته است و خلأ ارائه نظریات و تحلیلهای مبتنی بر
اصالتهای اندیشه و نگاه امام خمینی و انقلاب اسلامی در ترسیم وضعیت جهان معاصر و
نسبت ایران و جهان اسلام با آن کاملاً احساس می‌شود. راه برونرفت از دوران پرالتهاب
گذر نسلی و ایجاد پیوند منطقی بین نسلها به منظور فراهم ساختن درک و دریافت مشترک
از هدفها و ساختارها و برنامه‌های نظام، مستلزم تلاش نخبگان و صاحبنظران و
فرهیختگان است.

شناخت امریکا به عنوان مقتدرترین دشمن ثبات و اقتدار جهان اسلام و ایران، و
شناخت پیچیدگیهای استراتژی و سیاستها و روشهایی که امریکا و غرب در مقابله با اسلام
و ایران در پیش گرفته‌اند وظیفه‌ای است بر دوش نخبگان دلسوز جامعه. راه و سیرة امام
خمینی و آثار آن عزیز، که در مصاف با امریکا تجربه‌ای پیروز و گرانقدر اندوخته است،
بهترین راهنماست. او در پیامهای خویش در بیان ویژگیهای جهان معاصر و نقاط ضعف و قوت
غرب و شیوه‌های مقابله آنان با اسلام و ایران فراوان سخن گفته است و با نگاه تیزبین
خویش نقاب از چهره اسلام دروغین و اسلام امریکایی و مدعیان آن پایین کشیده است و
برای چنین ایامی درسها و پیش‌بینی‌ها و تحلیلهایی بس‌آموزنده و شگرف ارائه کرده
است.

اکنون بیش از گذشته به بازخوانی اندیشه و آثار او نیازمندیم، کتاب «اسلام ناب»
اثر ارزشمندی است از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) که امکان دستیابی به
مجموعة سخنان و مواضع امام در این زمینه را فراهم کرده است.

پدیدآورنده: حمید
انصاری

منیع :
www.hawzah.net

/ 8 نظر / 6 بازدید
ستوده

چطور دلت اومد بری بعد هزارتا خاطره تاوان چی را میدم اینجا كنار پنجره چطور دلت اومد بری چطور تونستی بد بشی تو اوج بیكسیم چطور تونستی ساده رد بشی چطور دلت میاد با من اینجوری بی مهری كنی شاید همین العان تو هم داری به من فكر می كنی چطور دلت اومد منم اینجوری تنها بمونم رفتی سراغ زندگیت نگفتی شاید نتونم دلم سبك نشود ازت دلم هنوز می خواد بیایی حتی با اینكه می دونم شاید دیگه منو نخوایی بزار كه راحتت كنم از توی رویات نمی رم می خوام كنار پنجره به یادت آروم بمیرم

ستوده

این نظرات تنها هذیان های یک ذهن خستس ...که پلاس و باز رو ازش گرفتن ....نمیدونه باید کجا وبرا کی شعر بذاره ..و شدیدا هم ددلش گرفته ....

رهرو

گفتم بگم التماس دعا...

مشکات

سلام چقدر شخصی مینویسی من کلا نمیفهمم چی میگی یکم واضح تر لطفا.

سجاد شاکریــــ

میدانی غریب کیست؟ غریب، پدر مظلوم من حسین بود . . . . . سلام و نور با " غریب الغرباء " بروزم شما هم مثل همیشه دعوتید[گل]

سجاد شاکریــــ

میدانی غریب کیست؟ غریب، پدر مظلوم من حسین بود . . . . . سلام و نور با " غریب الغرباء " بروزم شما هم مثل همیشه دعوتید[گل]

دوست

سلام دوست جون یا علی التماس دعا

مشکات

سلام خواهر دلتنگ به روزیم