دهه بزرگداشت امام هادی (ع)

 

 

توجه توجه ...............................توجه توجه

 

 

دهه بزرگداشت امام علی النقی علیه‌السلام در فضای مجازی
 

دهه بزرگداشت امام علی النقی علیه‌السلام در دو بخش تولید محتوا و بازنشر محتوای تولید شده با مشارکت کاربران شبکه‌های اجتماعی، بلاگرها، صاحبان وبسایت، خبرگزاری‌ها، نهادهای تولید محتوا و ... از 22 تا 31 فروردین برگزار می‌شود

..........................

پ ن:

1-

http://www.afsaran.ir/link/index/all/all/cdt/t1602

2- ادامه مطلب درد و دلی از روز مرگی ها ....

 تمام سادگی و صداقت یک ادم ...

 گفتم درد دل دارم ...اره درد و دلی از تنهایی ها ....وقتی ساز تنهایی رو زدم ...این اسم کاملش نبود ....اسمش "ساز تنهایی لبیک یا خامنه ای " بود ...نمیدونم شاید ساز تنهایی برای یک وبلاگ با این سبک نوشتاری کمی عاطفی و دخترانه بود ...ولی معنایش روحش برای خودم عمق فاجعه بود ...فاجعه ای که برای شما بچه مذهبی ها که نمیدونید از کجا به این جا رسیدید شاید بی معنا باشد ..این ارام خاطری که برای رفتن و داشتن هرجا و هرچه که میخواهید مبنی بر اعتقاداتون ...خیلی هاتون هم قدر اونچه که دارید رو نمیدونید ...

اوایل تنها اسم بود ..بعد از چند وقتی که اینجا تنها تر شدم ...بیشتر به بنیان اسمش رسیدم ....تنها مینوشتم و شاید بدون کمتر مخاطب خاصی...زندگی ام  وب دیگرم بود ..هیچوقت تو وبلاگ شخصیم به مشکل نخورده بودم ..چند سالی بود که داشتمش...و دوستانی خوب و خوشو صمیمی داشتم ...از طیف های مختلف ...هنوز از اوایلش نگذشته بود که ساز رو زدم ...شروع رکدم روزگار نیم خورده دانشجوی منتقد رو نوشتن که مزاحمت ها شروع شد ...اوایل با ادرسی که تو وب مسئولین علامه میذاشتم ...بعد از اون از طریق وبلاگ های بچه هایی که ناشناس منو لینک کردهب ودند ....تا سال پیش ...که به مشکل بزرگی خوردیم ...بعد زا کربلا ...تنها از بچه های مذهبی میخوردم در این مدت ...از لجبازی و توهین بگیر تااااااااااااااااااااااااااااااا.....خصوصا بچه های بسیجی و خصوصا علامه ای ها ....کم کم از بچه ها خواستم من رو از لینکشون حذف کنند ..چون حوصله مزاحمت ها رو نداشتم از حاشیه بیزار بودم و هستم ...هر وقت تو وب مسئولین میدیدم ..به سخره میگرفتمشون که چه بچه گانه ...کم کم ساز تنهایی از همه جاحذف شد ...چند وبلاگ به این اسم در گوگل ثبت شد و وبم رو از صدر به زیر کشوند....و حالا حتی وقتی در وب یک بچه غیر علامه ای هم لینکم این بسیجیان بی کار علامه از اون وب ها مزاحم من میشند و منو مجبور کرن تا از همه وب ها خارج شم ....واقعا نمیدونم چرا؟؟؟ااز نقد و انتقاد علامه و بسیجش و ادم های روان پریشش که بگذریم...

گاهی دلم برای سادگی خوودم میسوزد ..برای اعتماد و رو راستی که نسبت به بچههای مذهبی دارم ...بخاطر علاقه  و صداقتی که نسبت به ادم های متدین دارم ...کسانی که حتی به ظاهری با ریش و چادر و یا نمیدانم هرچه که نمادی از روح پاک و کبوترانه ادم های 30 سال پیش است ....ولی از همشان میخوری ...

توی وب شخصیم ادمهایی داشتم که هم مسلک و مذهب ما نبودن حتی ایران نبودن ..نه حجابشان ...نه چهره شان و نه نوع حرف زدنشان مثل شما بود ...ولی نهایت پاکی رو داشتن ...

یاد جمله سید جمال الدین اسد آبادی افتادم:

"در غرب مسلمان دیدم ولی خبری از اسلام نبود ! در شرق اسلام دیدم اما خبری از مسلمان نبود !"

من در بین مسیحی مسلمان شده المانی و محمد اهل سنت ساکن دبی ..هیچکس اهله.. که اعتقاد من رو نداشت و دوستان دیگه اون وب که از لحاظ اعتقادات مذهبی و سیاسی و خانوادگی و ...با من متفاوت بودن صداقت و پاکی و دوستی دیدم ..برادری و خاهری ای دیدم که ...در شما مسلمانان و یدک کشان اسم بسیجی و خاهر و برادر ندیدم ...جز خیانت ...جز پشت هم رو خالی کردن ..جز دوستی های کاذب ..و ظاهری ....

و حالا دلم میسوزه برای  این ساز تنهایی ها ....برای تنهایی  نوای بچه هایی که به امید پاکی و زلالی شما و تعهد شما به این میدان میایند ...

دلم تنگ شده ....برای دیدن دوتا ادم حسابی....برای حامد ..برای غریبه ...برای ادم های واقعی ...که بوی ادمیت میدهند ....برای کسی که دستم رو بگیره ..و بهم بگه این روزها و خاطرات و تجربه تلخی که دیدی ..همش رویا بوده ..رویایی از ادم های بسیجی نما و مسلمون نما ...باور کن یک نگاه به دورو ورت که بندازی ...ادم های خوب را ههم میبینی ...خودت رو گم نکن ..راهت رو گم نکن ....سازتنهاییت روزی میرسد که دیگه آوای تنهایی سر نمیده و تبدیل به یه سرود دسته جمعی میشه ....

دلم به یک ارامش محض نیازمنده ....از نوع دائمی و نه اعتباری...

برام دعا کنید !!

بهشتی باشید ..

 

 

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
زهرای فاطمه

سلام مهربانم موضوعت برام خ جالب هست انشاالله در اسرع وقت میام می خوانمت

زهرای فاطمه

خیابانهای شلوغ بازارهای پر رفت وآمد جاده های مملو از ماشین ایستگا هایی پر از آدم انسانهایی فقیر وبی پول تشنگانی به دنبال جرعه ای محبت یک لقمه آرامش صفای گم شده وانسانیتی به یغما رفته روزهایی تار وچراغهایی کم سو دویدن هایی بی نتیجه وتوقف گاههایی خسته کننده نان انرژی فسیل هایی از جانداران پنج هزار ساله ترافیک تلفن ایمیل چت تصویر خلوتگاههایی پر از آدم هایی جور وا جور ... فقط همین فراموش نكنيم كه دنیا گذر گاه است راهی برای عبور وتوقف گاهی موقت ما مسافرم مسافر ابديت

هیچ کس0

ستوده جان! گاهی پرنده را قفس آزاد می کند... خوشا به سعادتت،موفق باشی عزیزم التماس دعا