دلم گرفته ...

امتحان کردم خـــودم روزی نمیگفتم حسین
از شبش تا صبــــــح با آهه گلو میـساختم
عمر من طی شد میان سوختن یا ساختن
با لبش میســـوختم با زلف او میســـاختم
 
 
/ 2 نظر / 16 بازدید
kamal

این یک هدیه الهی است پس لطفا تنها به خواندن مطالب درج شده اکتفا نکنید. شروع این تجربه در گرفتن خودآگاهی است. از هریک از دوستان که به وبلاگ مراجعه میکنند درخواست میکنم به پست خودآگاهی مراجعه کرده و این هدیه الهی را دریافت کنید. http://paramchaytania.persianblog.ir/post/3/

رهرو

سلام بر دوست ستوده ای خودم ... عجیب عکسی گذاشتی از بین الحرمین !!! نکننه بازخبری می خای بری کرب و بلا !؟ منم میخام ... سر افطار و مناجات سحر ما رو خ دعا کن رفیق ...