باید خودم را عوض کنم ...!!

شاید مدت زیادی نباشه که سعی کردم با برو بچه های بسیجی باشم ..اونم تنها بخاطر اینکه دغدغه های فکریم رو پاسخ بدم یا حداقل بتونم  اون دید منفی ای رو که ما نسبت به بسیج داشتیم  رو از این کلونی ادم های حاشیه نگر و حاشیه عمل دور کنم ...اوایل فکر میکردم تنهایی میشه کاری کرد ...هرچند حضور من بسیار کمرنگ بود اما بخاطر بُعد رابطه ای که داشتم میدونستم میتونم تا جایی که باید ..شاید موثر باشم ...سعی میکردم با ادمهایی که مثه من نیستند بسازم و اهدافم رو پیش ببرم ...هرچند که وجود من در این سمفونی ناهنجار اجتماعی بسیار تابلو بود ولی خب بی  تاثیر نبود یکی از تاثیراتش این بود که فهمیدم بسیج دانشگاه تنها یه تابلو و نمادی از بسیج رو داره و در حقیقت نمایشی است از ظاهری با بچه های توجیه نشده ...البته زمان ورود ما به این فجاعت نبود فکر میکنم ....ولی خب هرچه میگذره فکر میکنم اینها تنها درصدد کار های رویه و ظاهری و سطحی هستند و هدفشون از انچه باید باشد دور شده ...از محتوا و بطن کار دور شدن ...در حین این تحقیقات شخصی ...تقریبا چند ماهه گذشته بود که با توجه به تموم شدن تحصیلم در این دانشگاه و البته راه پایی که در بعضی جاها پیدا کردم ..با بچه های دیگه ای هم آشنا شدم ...بعد در برنامه های حکمت که فقط در چارچوب علمی و متشکل از همون کلونی افراد بسیجی بود و رویش ها یا همان ریزش های انقلابی که در انتقاد نامه گذشته ذکر شد و نیز بعضی برنامه های کرسی های آزاد اندیشی به این نتیجه رسیدیم که باید کار از بسیج علامه تنها در و دیواری در هر دانشکده یا دفتر مرکزی باقی مانده و بوی تفکر نابی از این کلونی به مشام نمیرسد ...کم کم در این راستا و در جلسات با بچه هایی آشنا شدیم که دغدغه هایی از جنس من داشتند ..هرچند اوایل چند تن از بچه های خود بسیج نیز رنگ تفکر ما رو داشتند ولی ...

بگذریم ...حدود یک ماه قبل یعنی در حمکت فعالیت ما کلید خورد و سعی کردیم بچه هایی رو که همراه با تفکر ما هستند رو بصورت شخصی چند نفری که بودیم جذب کنیم .در مرحله بعد در حوزه دانشجویی دانشجویان دانشگاه که تعدادشون کم نیست  بعضا  جذب کردیم ...و در نهایت شروع فعالیت ما به لطف خدا وند و یاری شهدا در کاروان های راهیان نور کلید خورد ...در ابتدا سعی کردیم کارمان رو در حیطه بسیج خودمون پیش ببریم و در زیر سایه  این نام مقدس ...اما ...هرچه گذشت ..."این کلونی اصلاح ناپذیرند ".

در جلساتی که پیش رفت و با مشورت با بچه های دیگه به این نتیجه رسیدیم که شاید بهتر باشه ...در همکاری مشترک و جداگانه و با استفاده از دانشجویان محصل و فارغ التحصیل دغدغه مند این کار رو پیش ببریم ...

اونچه که بالشخصه از این فعالیت ها انتظار دارم ....جذب حداکثری بچه های دانشگاه  و کار کردن و مایه گذاشتن از دل و جون و وقت گذاشتن است ...همانطور که روز به روز داریم میبینیم  دانشگاه ما به عنوان دانشگاه علوم انسانی نه تنها کاری در جهت علمی بر روی دانشجویان نمیکند بلکه  تفکر ناب اسلامی و عقیدتی را نیز در دانشگاه شکل نمیگیرد و دانشگاه تنها محلی برای گرفتن مدرک شده ....اونقدر مسائل حاشیه ای را بزرگ کرده اند که اصل هویت دانشجویی فراموش شده ...متاسفانه تشکل های دانشجویی نیز با کلونی دانشجویان قدیمی اش سر خوشانه سرش رو چون کبک در برف فرو برده و حتی بچه های کلونی خودش هم بدون توجیه به فعالیت میپردازند این رو میتوان به سادگی و به وضوح در دفاتر دانشکده ای مشاهده کرد.." چون روابط خارج از چار چوب تشکلی یا شاید ..."

یا کار در حیطه علمی ...متاسفانه اکثر بچه های بسیج از اطلاعات بروز دور هستند از شبکه های اجتماعی یا حتی ابزار ساده جست و جو و ....یا حتی استناد دهی و گزارش نویسی دقیق ..و این یکی از نقاط ضعف بچه های بسیجی است ...ضعف درسی شرکت نکردن در کلاس های درس ...اینها همه موجب ریزش و جذب نشدن بچه ها به این تشکل و کم کم تغییر عقیده در مورد این تشکل دانشجویی میتونه باشه...

و مهمترین بخش فعالیت هایی که بنظر من باید صورت پذیرد اصلاح اخلاقی بچه هاست و ایجاد مکارم اخلاق و تربیت رفتاری و نظم رفتاری که عدم وجودش در بسیج ما بیداد میکند ....بی احترامی و بی حرمتی در بین مسئولین ...که دوستان فرمودن در جلسات حتی به توهین و ناسزا رسیده ...."صحت این خبر رو نمیدونم ولی حتی شنیدنش فرد رو از حضور در چنین جمعی منزجر میکند چه برسد به  فعالیت" و نیز بی حرمتی به بچه های غیر مسئول و برداشتن نام بسیجی از ان ها ...و نیز به شوخی گرفتن کار ها...چیزی که در جلساتشان بیشتر از همه زجر اور است ...خصوصا در مورد اقایون که انگار فقط برای دور همی بودن وارد این حیطه میشوند و چندی خوشند و میگذرانند ...که خوشبختانه بسیج دانشگاه ما در این مورد نیز بسیار ضعیف است در جذب و توجیه اقایون حتی در گروه های دوستیشون که وارد این کلونی شدند ...

در هر صورت در این حیطه باید بصورت گسترده فعالیت کرد و رفتار اسلامی رو برای بچه ها بصورت عملی  اجرا کرد و احترام متقابل رو آموزش داد ...

و گذاشتن سیر مطالعاتی که یکی از ضرورت های بچه های معتقد است ...تا بتوانند هم خودشون رو ازین مرداب نجات بدهند و هم بتوانند از عقیده شان دفاع کنند و نیز انشائ الله توفیق کمک به دوستان دیگشون رو پیدا کنند ...و نیز بسیجیان واقعی بشوند ..

"و نیز این کلونی بد بسیج  دانشگاه رو بشکنند "

و در نهایت جوری برنامه ریزی شده است که دانشجویان خروجی از این گروه دوستی به لطف  خداوند افرادی با قدرت اعتقادی و علمی و اجتماعی  و سیاسی باشند...هرچند از صمیم قلب دوست داشتم این برنامه توسط  بسیج و مسئولینش حمایت و اجرایی بشه ...تا هم روی نقاط ضعف خودشون کار بشه و هم ریزش های انقلابی کمتری رو داشته باشیم و هم جذب بیشتر ولی متاسفانه نشد ....حتی در حد اینکه به گوش مسئولی این ضعف ها برسد ....

ولی خب امید بخدا  دوستان عزیز در حال فعالیت هستند و بلکه بتونیم کاری انجام دهیم حتی در حد چند نفر .....برای ما رضایت بخشه ...حالا از دوستان عزیز علامه ای دعوت میکنم تا کمک کنن در کنار هم رشد کنیم ...بسیجی شیم ...بسیجی زندگی کنیم ..بسیجی فکر کنیم ...نه بسیجی نما ....!!

التماس دعا

بهشتی باشید  

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

سلام ببین این موضوع فقط تو بسیج دانشگاه علامه هست!چون بچه های دانشگاه علامه نمیخواند بزرگ بشن! نمیدونم تا کی قراره ما تو بسیج بچه بازی ببینیم! الان بسیج دانشگاه علم وصنعت ،دانشگاه تهران و اگه اشتباه نکنم الزهرا کولاک کردند.مخصوصا علم وصنعتی ها!تا زمانی که این بچه بازی ها تو بسیج علامه باشه همین وضعه.به یکی از ورودی های 90 که همکارم هست گفتم برو دفتر بسیج روانشناسی ، بچه ها جوری هستند که مطمئنا جذبشون میشی ، ولی متاسفانه بجز مسئول محترم دفتر کسی روی خوش نشون نداده بود!

جوجه متحجر

اگه نیروی تازه نفس و خوش فکر آماده دارید یا حداقل میشناسید ( هم خواهر و هم برادر ) بزنید زیر میز بازی ...( البته این نظر منه )

رهرو

سلام بر تک ستوده روزگار . خدا را شکر که عازم شدی و آنجا هستی ... التماس دعا . بعد مدتها هرچه کردیم ادامه مطلب باز نشد ...

نظرباز

سلام بر ستوده ساز تنهایی بابا ما خودمونو داریم میکشیم نمیشه اینجا نظر گذاشت...بابت سوالت چندبار اومدیم حضوری جواب بدیم دیدیم نه کامنت ثبت میشد نه صاحبخونه بود.کلا در پاسخ ب سوالت باید بگم نه .ولی با کلی از بچه هاشون رفیقم .شما هم حتما باید بشناسم چون کلا از بچه های بالام . حالا زیارت قبول دختر غریبگی نکن پاشو بیا وب من خونه خودته ابجی [گل][نیشخند][چشمک][قلب][خجالت]

نظرباز

راستی بنده وتیمم حاضر ب همکاری هستیم حالا باید چی کار کنیم ؟؟؟[چشمک][نیشخند]

خداحافظ رفیق

سلام بزرگوار! با تسلیت ایام غم بار شهادت مادر و فرا رسیدن سالروز شهادت فرزندش با "لبیک مرتضی" بروزم ... شما هم صمیمانه دعوتید. یا علی مدد ------------------------------------------- سلام خاله خانم!زیارت ها قبول باشه برای چی داری یار جمع میکنی؟؟اگه دعوا معواست مام بیایم[نیشخند] سوغاتی چی آوردی؟اونو بگو!!

خداحافظ رفیق

ای اصفهانی!!سوغاتی رو میفروشی؟؟! بازم به خودمون ما اسممون بد در رفته

خداحافظ رفیق

[قهقهه][قهقهه] خودمونو عشق است!!!

آسمان

سلام دوستم.وقتی اردت شما رو نسبت به امام رضا دیدم تصمیم گرفتم دعاتون کنم آخه من اهل مشهدم ولی قدر این نعمت بزرگو نمی دونم........پیروز و باشین و انشالاه که یه روزی زائر بارانی امام رضا باشین........