..!!

انسان به طورِ معمول در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی روش می گیرد؛ البته فضای پنجمی هم بر آنها حاکم است که بعداً می‏گوییم. بحثِ ما به محیطِ چهارم، یعنی محیط شغلی رسید و عرض کردیم که مباحث مربوط به محیط شغلی، در سه رابطه مطرح است؛ اول، نفسِ شغل، دوم، فضایی که انسان در آن محیط کار می‏‏کند و سوم، مراجعین.

مبحث اول و دوم را بحث کردم و گفتم که بعضی از شغلها نقشِ سازندگی و بعضی نقشِ تخریبی دارند. آن فضایی هم که انسان در آن کار می‏کند نیز چنین است. در آخرِ جلسه گذشته عرض کردم که خودِ فضاهایی که انسان در آنها قرار می‏گیرد، یا فضاهایی است که بُعدِ شیطانی و حیوانی را در انسان زنده می‏کند و یا فضاهایی است که بُعدِ معنوی و الهی انسان را شکوفا می‏کند. در این مورد روایاتی را خواندم و مثال‏هایی هم زدم.

بُعد سوم؛ مراجعه‏کنندگان
همین بحث درست در باب بُعدِ سوم مسئله محیط شغلی، یعنی مراجعین نیز است. برخی از مراجعینی که انسان در محیط شغلیِ خود با ایشان سروکار دارد، بُعدِ شیطانی و حیوانی و هواهای نفسانی و امثالِ اینها را در آدم زنده می‏کند. یک سنخ از مراجعین بر عکس هستند و آن بُعدِ الهی و رحمانی را در انسان زنده می‏کنند. حالا تا جایی که فرصت دارم مصادیقِ آن را هم عرض می‏کنم.

مرا به خیرِ تو امید نیست، شر مرسان

من در مورد مراجعین، به حداقل اکتفا می‏کنم. انسان حداقل باید آن محیطِ شغلی یا شغلی را انتخاب کند که مراجعینِ آن زنده کننده بُعدِ شیطانیِ انسان نباشند. گفتم حداقل؛ یعنی آن بُعد شیطانی را زنده نکند؛ لازم نیست که مراجعه کننده، بعدِ رحمانی و الهی را در انسان زنده کند. مثلِ معروفی است که می‏گویند: «مرا به خیرِ تو امید نیست، شر مرسان!» اصل و مهم این است.

برخی به عنوان اعتراض به من می‏گویند: «فلانی بچّ‏های مردم را به انزوا می‏کشاند!» اینها شعارهای بدون ‏شعور است که می‏دهند و مسائلی از این قبیل که می‏خواهند لاابالی‏گری را ترویج دهند.

این مطلب را دقت کنید که من به این نکته توجه دارم؛ من گفتم آنچه در محیط شغلی باید به عنوان معیار حداقلی رعایت شود این است که مراجعه کنندگانی که پیشِ انسان می‏آیند، او را فاسد نکنند! این دعوت به انزوا نیست؛ این دعوت به رعایت حدود الهی است.

قرآن می‏گوید: «بگو: از روابط مخرِّب به خدا پناه می‏برم!»

بحثِ تربیت، یک بحثِ تدریجی‏الحصول است و یکی پس از دیگری اثر دارد. خدا در آخرین سوره قرآن، یعنی سوره ناس که خطاب به خودِ پیغمبر هم هست، می‏فرماید: ‏«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ؛ مَلِکِ النَّاسِ؛ إِلهِ النَّاسِ؛ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ؛ الَّذی یُوَسْوِسُ فی ‏صُدُورِ النَّاسِ؛ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»(سوره الناس، آیات 1 الی 6) سوره به طورِ کلی برای روابطِ اجتماعی است. ای پیغمبر بگو: به خدا پناه می‏برم که با افرادی که به من شر می‏رسانند، مواجه نشوم.

حالا من از شما سؤال می‏کنم شرّ چیست؟ «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ؛ الَّذی یُوَسْوِسُ فی ‏صُدُورِ النَّاسِ» شرّی که بُعدِ درونیِ شیطانی من را زنده می‏کند. در تفاسیر می‏گویند: خناس، شیطان است. توجه کنید این شیطان درونی است، حالا می‏خواهد پنهانی باشد یا آشکار. چون می­فرماید: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» جنّ پنهان است و ناس آشکار است. مسئه این است که اینها در بحثِ روابط است.

خدایا از این روابطی که من را خراب می‏کنند، به تو پناه می‏برم. من این بحث را به طور کلی، یعنی اثر برخوردِ انسان با انسان مطرح کردم؛ روابطِ شغلی یکی از مصادیقِ آن می‏شود. اثری که این رابطه روی من می‏گذارد، نباید نقشِ تخریبی داشته باشد.

بعدِ درونی شیطانی و هواهای نفسانی من را شکوفا و زنده نکند؛ این یک قانون کلی است که یک مصداق آن محیط غلی است. شما باید شغلی را انتخاب کنید که مراجعینی که به شما مراجعه می‏کنند، بُعدِ شیطانی‏تان را تحریک نکنند. لازم نیست قصدی در کار باشد؛ نخیر،اصلاً و ابداً قصد تأثیرپذیری مهم نیست.

لذا در باب محیط شغلی، بحث را در سه رابطه مطرح کردم: نفس شغل، محیط شغلیِ و مراجعین، هر سه می‏تواند هم نقش تخریبی و هم نقش سازندگی داشته باشد. من در مورد مراجعین گفتم حداقل این است که مرا خراب نکنند و بیش از این هم نمی‏گویم.

مراجعه جنس مخالف، زمینه ساز تخریب
من به طور مفصل در باب اثر تخریبی وارد می‏شوم، چون ممکن است که مراجعینِ انسان در روابطِ گوناگون دیداری، رفتاری و شنیداری نقشِ تخریبی داشته باشند. همان‏طور که اینها می‏توانند نقشِ سازندگی داشته باشند، نقشِ تخریبی هم دارند و اینها هم در سه رابطه مطرح است: دیداری، شنیداری و گفتاری.

مثلاً افرادی که مراجعه می‏کنند در موردی که خیلی بارز هم هست مراجعین به شخص، از جنسِ مخالف باشند. این مسئله چون مورد ابتلا است، عرض می‏کنم که اگر شخص زن است، مراجعه کننده او مرد باشد و اگر مرد است، مراجعه کننده او زن باشد. این از آن جاهایی است که زمینه برای تخریب آماده است. من نمی‏خواهم به‏طور مفصل وارد این مورد شوم، فقط به‏طور گذرا به آن اشاره می‏کنم.

در روایتی از پیغمبر اکرم داریم که فرمودند:«قال رسول الله صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم: ما من صباح الا و ملکان ینادیان: ویل للرجال من النساء و ویل من نساء من الرجال!(کنزالعمال) هیچ روزی نیست مگر این‏که دو فرشته با هم ندا می‏کنند و داد می‏زنند که «وای بر مردان از زنان و وای بر زنان از مردان!».

نکته‏ای در این روایت است که من این را عرض می‏کنم. در روایت دارد «ما من صباح» یعنی هیچ روزی، هیچ صبحی نیست دو ملک ندا می‏کنند «وای بر مردان از زنان و وای بر زنان از مردان»؛ حالا چرا نمی‏گویند: هیچ شبی نیست مگر این‏که...؟ جهت این است که روابط اجتماعی در روز برقرار می‏شود. شب هر کسی در خانه‏ خود است. سخن پیغمبر اکرم در مورد اختلاف جنسیتی است.

یکی از خطرات مهم مراجعین این است که هم‏جنس نباشند، اینجا است که زمینه فراهم می‏شود آن بعدِ شیطانی را شکوفا و زنده کند و نقشِ تخریبی داشته باشد. مخصوصاً این‏که شرایط هم طوری باشد که جنبه خصوصی پیدا کند. یک وقت به قول ما طلبه‏ها در ملاء عام است و یک وقت رابطه شکل پنهانی دارد و در برابر دیگران نیست. آن‏ رابطه‏ای که جنبه خصوصی دارد، بدتر است.

در خلوت با اجنبی، شیطان نفر سوم است
روایتی است از پیامبر که فرمودند: «قال رَسُول اللَّهِ صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم: لَایَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامَرَأَةٍ فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا شَیْطان»(مستدرک‏الوسائل،ج14، ص266) حضرت چه قدر زیبا مطلب را بیان می‏فرمایند. خیال نکنید در ملاقاتِ خصوصی زن و مرد نامحرم، فقط شما دو نفر هستید، در واقع شما سه نفر هستید و سومین نفر شما شیطان است. چشمهایتان نمی‏بیند. بی برو برگرد شیطان سومین نفر است. من نمی‏خواهم واردِ مسائل فقهی شوم، فکر کنم در توضیح‏المسائل نوشته‏ام که «خلوت با اجنبی حرام است».

دوری از اجنبی، بهترین صفت زنان
خلوت کردن با نامحرم در روابطِ گوناگون که سرآمدش دیداری و شنیداری و رفتاری است، اثر گذار است. روایتی از حضرت زهرا(س) است که از حضرت سؤال کردند بهترین صفت زن‏ها چه چیزی است؟ حضرت فرمودند: «خَیْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَایَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَایَرَاهُنَّ الرِّجَال»(بحارالأنوار،ج43،ص54) بهترین صفت برای زنان این است که مرد، زن نامحرم را نبیند و زن، مرد نامحرم را نبیند.

اگر کسانی که شعار می‏دهند، اما شعور ندارند، بگویند: خودِ حضرتِ زهرا رفتند مسجد و خطبه خواندند و یا حضرت زینب هم خطبه خواندند؛ ما در جواب می‏گوییم: وقتی حضرت زهرا به مسجد رفتند، بحثِ وظیفه شرعی و واجب الهی مطرح بود و باید حضرت به مسجد می‏رفتند و به وظیفه‏شان عمل می‏کردند.

بحث وظیفه غیر از بحثی است که ما می‏کنیم. آنجا بحث مراجعه نیست، یک وقت اشتباه نشود! گاهی عوام چنین مغالطه‏هایی می‏کنند. حضرت وظیفه‏اش بود که برود و رفت.

من در مورد این خطبه حضرت زهرا بحث کرده‏ام و آن را نوشته‏ام که الحمدلله منتشر هم شده است. نوشته‏ام به چه صورت و با چه پوششی به مسجد رفتند؛ حتی زنانی آمدند و اطراف حضرت زهرا را گرفتند که حتی پیکره‏اش هم معلوم نشود.

حضرت زینب هم در مجلسی که رفتند، به یزید گفتند: «أَمِنَ الْعَدْلِ یَاابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا»(بحارالأنوار،ج45،ص133) آیا این عدالت است که زنهای خود را آن طور پوشش دهی، اما ما را جلوی مردان بیاوری؟ در جایی که بحث وظیفه‏ مطرح است، باید به وظیفه عمل کرد اما ما اینجا داریم در مورد شغل که انتخابی است و مراجعین آن بحث می‏کنیم.

انسان به راه‏های جلب توجه آگاه است
روایتی از علی(ع) است که فرمودند: «صِیَانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا».(مستدرک‏الوسائل،ج14،ص255 ) این‏که زن خود را بپوشاند و حفظ کند برای خودش و زیبایی‏اش بهتر است. طرفین خودشان بهتر از همه می‏فهمند که در این روابط شغلی و کاری که مراجعه کننده دارند، رابطه‏شان چگونه است؛ آیا رابطه با حفظ صیانت است، یا برای جلب توجه و پرده‏دری است؟! طرفین خوب می‏داند که مراجعه‏ کننده جنسِ مخالف چه منظوری دارد. هر دو طرف می‏دانند که فرد با چه پوششی چگونه آمده و چه غرضی دارد. از نظر رفتاری و حرکاتشان هم، هر دو خوب می‏فهمند که به دنبال چه هستند.

بنده اینجا ننشسته‏ام مسائل شیطانی‏شان را بگویم که چگونه می‏توان قوای شیطانی کسی را تحریک کرد. خودشان می‏فهمند که از نظرِ گفتاری چه می‏گویند و از نظر رفتاری چه‏کار می‏کنند و یا چه پوششی از نظر دیداری دارند.

رابطه از نظر گفتاری، هم در مورد مواد گفتار است که فرد چه سخنی را می‏گوید و یکی هم درباره کیفیت ادا است که حرفش را چگونه می‏زند. یکی این‏که از چه کلماتی در صحبتِ خود استفاده می‏کند و دیگر این‏که وقتی که می‏خواهد حرف بزند، چه‏طور کلمات را ادا می‏کند که جلبِ نظر شود.

خانم‏ها مراقب حرف زدنشان باشند
در سوره احزاب، خطاب به همسرانِ پیغمبر می‏فرماید: «فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْل فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»(سوره الاحزاب، آیه 32) دستورِ «فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» در مورد کیفیّتِ ادا کردن کلمات است. قرآن خطاب به همسرِ پیغمبر می‏گوید: صدایتان را نازک نکنید! اگر کیفیت گفتار، شیطانی باشد «فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ» آن شیطانی که «یُوَسْوِسُ فی ‏صُدُورِ النَّاسِ» است، طرف مقابل را به وسوسه می‏اندازد. «وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» یعنی گفتارِ پسندیده و خداپسندانه داشته باشید؛ چه از نظرِ مواد و چه از نظرِ کیفیت ادا.

من می‏خواستم این را عرض کنم که در باب محیط شغلی تنها شغل نیست که اثرگذار است. ممکن است «خود شغل» خیلی خوب باشد، «محیط» آن هم محیطِ بدی نباشد، اما از راهِ «مراجعه‏کنندگان» خراب شوی. ما در این بحث فقط به دنبالِ جلوگیری از خرابی هستیم و به سازندگی فعلاً کاری نداریم. این حداقل مطلب است که مراجعین روی تو نقش تخریبی نداشته باشند. من به صراحت می‏گویم که محیط شغلی از آن محیط‏هایی است که در تربیت انسان، خیلی نقش دارد.

عادی‏سازی روابط با نامحرم
اگر این حداقل رعایت نشود، کم‏کم رابطه با نامحرم برایت عادی می‏شود و نعوذبالله یک سنخ محرمات اصلاً قباحتش از بین می‏رود، به خاطر مراوده با نامحرم‏ها به اقتضای شغل خود، دیگر قبحی سرت نمی‏شود. البته فرض من در جایی است که همه جهات شرعی به طور ظاهری حفظ می‏شود والا آنجاهایی که شرع رعایت نشود، دیگر وا مصیبت است. چون جلسه آخر بحث است، این مطالب را کمی فشرده کرده‏ام.

یک بحثی هم وجود دارد که مراجعین انسان، آن بُعدِ رحمانی را در ما تقویت کنند، یعنی انسان را به یاد خدا بیاندازند، نه به یاد شیطان که گفتم اینها پیش کشتان. این بحث دیگری است که دیگر به آن نمی‏پردازیم.
منبع» پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مجتبی تهرانی

/ 10 نظر / 5 بازدید
آدمک

سلام قابل نداره وبلاگ ما هم برای شما!والا کد رو گرفتم اما یه اجازم بگیرم ازشون بعد به روی چشم می دم بهتون

مریرزا

ممنون که مطلبای خوب خوب می زاری چرا حالت خوب نیس؟ یا علی

رضا اسدآبادی

با سلام 1.اول اینکه دیدم هم دانشگاهی هستیم 2.دوم دیدم که هردو مون از بچه های تشکل ها هستیم 3.دیدم می تونیم با هم صحبت کنیم 4.دیدم که دغدغه داری ولی خب دغدغه هست تا دغدغه. این بچه بسیجی ها من رو یاد این چریک های دهه شصت میلادی میندازن. همه چیز رو میخوان از ریشه و یک دفعه ای حل کنند در صورتی که آدم ها همیشه روی یین دو طرف یک خط کش راه میرن. یه طرف این خط کش بسته شدن فضا و رفتن زن به پستو هست. یه طرف اون وضعیتی که زنان در ایران قبل از انقلاب در دوره ی پهلوی اول و دوم پیدا کردند. یه طرف این خط کش آزادی هست. یه طرف این خط کش نگه داشتن استقلال.آدم باید تو زندگی همیشه رو این این خط کش یک نقطه ی درستی رو انتخاب کنه. یه نقطه ای که هر دو طرف رو تامین کنه و آدم پیروز و جامعه ی پیروز اون جامعه ای هست که بتونه این نقطه رو درست انتخاب کنه. اینکه چقدر از هرکدوم رو داشته باشه تا به تعادل برسه نمیشه یک شبه فرمول صادر کرد.بله.من شاید بیشتر از شما بخاطر اینکه دختر و پسر تو دانشگاهی که من و شما هستیم، صبح تا شب زندگی شون شده لاس زدن اعصابم بهم می ریزه. ولی هر کاری و هر هدفی یک راهی داره به هر حال خوشحال شدم از

رضا اسدآبادی

با سلام 1.اول اینکه دیدم هم دانشگاهی هستیم 2.دوم دیدم که هردو مون از بچه های تشکل ها هستیم 3.دیدم می تونیم با هم صحبت کنیم 4.دیدم که دغدغه داری ولی خب دغدغه هست تا دغدغه. این بچه بسیجی ها من رو یاد این چریک های دهه شصت میلادی میندازن. همه چیز رو میخوان از ریشه و یک دفعه ای حل کنند در صورتی که آدم ها همیشه روی یین دو طرف یک خط کش راه میرن. یه طرف این خط کش بسته شدن فضا و رفتن زن به پستو هست. یه طرف اون وضعیتی که زنان در ایران قبل از انقلاب در دوره ی پهلوی اول و دوم پیدا کردند. یه طرف این خط کش آزادی هست. یه طرف این خط کش نگه داشتن استقلال.آدم باید تو زندگی همیشه رو این این خط کش یک نقطه ی درستی رو انتخاب کنه. یه نقطه ای که هر دو طرف رو تامین کنه و آدم پیروز و جامعه ی پیروز اون جامعه ای هست که بتونه این نقطه رو درست انتخاب کنه. اینکه چقدر از هرکدوم رو داشته باشه تا به تعادل برسه نمیشه یک شبه فرمول صادر کرد.بله.من شاید بیشتر از شما بخاطر اینکه دختر و پسر تو دانشگاهی که من و شما هستیم، صبح تا شب زندگی شون شده لاس زدن اعصابم بهم می ریزه. ولی هر کاری و هر هدفی یک راهی داره بهر حال خوشحال شدم از آ

رضا اسدآبادی

امان از این پرشین بلاگ با این سیستم افتضاح کامنت دهیش هزار تا کاراکتر بیشتر نمی تونی بدی....بقیه اش هم نمیاد وقتی هم میاد 4 تا با هم می فرسته نمی دونم...شاید من بلد نیستم کامنت بدم [نیشخند]

علیرضا ملوندی

سلام من اولین نفر کامتت گذاشتم اما نیومد![گریه] اگه دانشگاه ها تفکیک بشه خیلی چیزا حل میشه!

علیرضا ملوندی

سلام 1* من كه نخواستم رطب بخورم به زور رطب بهمون دادن! 2- اختلاط دانشگاه ها واقعاً دليل خاصي نداره يه افه روشنفكريه! اگه واقعاً اينقدر كه شما ميگيد بي ضرره پس حوزه هم بايد مختلط باشه! حتي دانشگاه هايي كه خيلي سعي مي كنن اسلامي باشن و از هزار راه نميذارن دختر پسراي دانشجو با هم رابطه زياد داشته باشن اما بازن مشكلات زيادي دارن باور ندارين از مقامات عالي رتبه بنده سوال كنيد! اللهم العن الجبت و الطاغوت

علی س

سلام.عده ای نابخردانه دنبال عادی سازی روابط هستند که لعنت خدا بر آنها.

غریبه منتظر

سلام متن فوق العاده جالبی گذاشته بودی اینو ادامه بده تا حداقل به درد یه عده بخوره خیلی مفید بودوبه دانسته هام اضافه شد یازهرا

رهرو

راستی این عکس چقده آشناست!!! خوبه ؟آدم از وبلاگهای دیگران حداکثر استفاده رو بکنه !!!